WEBVTT

﻿
1
00:0:04.163 --> 00:00:42.043
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:52.560 --> 00:01:04.100
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:01:09.163 --> 00:01:12.043
‫فقط نابغه‌ای مثل هوگو می‌تونه،
‫شاید نه فقط خوره افتاده باشه به جونش،

3
00:01:12.203 --> 00:01:13.803
‫نه فقط ویران بشه،

4
00:01:13.963 --> 00:01:16.203
‫بلکه تسلیم استعدادش بشه،

5
00:01:16.363 --> 00:01:18.323
‫استعدادی که مثل انگل به جونش میفته،

6
00:01:18.483 --> 00:01:20.443
‫استعدادی که احاطه‌ش کرده.

7
00:01:20.603 --> 00:01:22.323
‫غیرممکنه، غیرقابل انکاره.

8
00:01:22.483 --> 00:01:27.622
‫دلم میسوزه برای کسی که فورا حس نکنه که اون روز،

9
00:01:27.647 --> 00:01:33.522
‫ تو سر هوگو تو ذهن دنیوی هوگو، یه چیزی گذشت،

10
00:01:33.683 --> 00:01:37.243
‫که خیلی فراتر از خلق یه شعر شاهکاره.

11
00:01:37.403 --> 00:01:40.003
‫اینکه اون روز حس کرده باشه،

12
00:01:40.363 --> 00:01:41.683
‫اون روزِ خاص،

13
00:01:43.670 --> 00:01:48.583
‫[ دو تکلیف ]
‫[ مراقبت کردن  امید داشتن ]

14
00:01:49.260 --> 00:01:52.613
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

15
00:01:56.363 --> 00:01:58.082
‫دو تکلیف،

16
00:01:58.843 --> 00:02:00.683
‫مراقبت کردن، امید داشتن.

17
00:02:01.070 --> 00:02:11.070
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

18
00:02:16.836 --> 00:02:22.015
«هوگو» 
(ویکتور مثل تمام دنیا)

19
00:02:31.122 --> 00:02:32.843
‫-  سلام خانم.
‫-  سلام.

20
00:02:33.003 --> 00:02:34.443
‫دوشیزه.

21
00:02:34.603 --> 00:02:36.483
‫یه نون شکلاتی لطفاً.

22
00:02:36.643 --> 00:02:39.443
‫ - یک و نیم یورو.
‫-  خیلی ممنون.

23
00:02:43.043 --> 00:02:46.323
‫خودشه. برادرزاده‌مه،
‫اپونین، همونی که بهتون گفتم.

24
00:02:46.442 --> 00:02:47.499
‫آها، که اینطور.

25
00:02:47.560 --> 00:02:48.854
‫بلیطهاتون پیش منه.

26
00:02:48.946 --> 00:02:49.803
‫ممنون.

27
00:02:50.102 --> 00:02:51.672
‫چقدر قشنگه که اسمت اپونینه.

28
00:02:51.720 --> 00:02:53.923
‫بله. میدونم
‫اسم یه دختر تو کتاب بینوایانـه.

29
00:02:54.083 --> 00:02:56.463
‫-  از بینوایان خوشت اومد؟
‫-  نخوندمش.

30
00:02:56.523 --> 00:02:57.563
‫جوونا دیگه کتاب نمی‌خونن.

31
00:02:57.723 --> 00:03:00.203
‫پدر و مادرش معلمن و طرفدار ویکتورِ بزرگ.

32
00:03:00.363 --> 00:03:01.403
‫مثل شما.

33
00:03:01.643 --> 00:03:04.323
‫-  اهل کجایین؟
‫-  ژکس. یکی از بخش‌های استان اَن.

34
00:03:04.382 --> 00:03:05.883
‫از اونجا خوشم میاد.

35
00:03:06.443 --> 00:03:08.363
‫بله، بخش اول استان محسوب میشه.

36
00:03:08.883 --> 00:03:11.083
‫خب، واقعاً جاهای خیلی خوبی براتون گرفتم.

37
00:03:11.243 --> 00:03:12.649
‫زیاد حرف که نمی‌زنین؟

38
00:03:12.735 --> 00:03:13.661
‫سرفه هم که نمی‌کنید؟

39
00:03:13.773 --> 00:03:15.283
‫ای بابا، روزنامه.

40
00:03:15.443 --> 00:03:17.083
‫یکی اینو براتون آورد.

41
00:03:17.243 --> 00:03:18.603
‫پرسید میاین اینجا یا نه.

42
00:03:18.663 --> 00:03:20.683
‫گفتم: "آره، هر روز صبح."

43
00:03:20.843 --> 00:03:22.122
‫شاید نباید می‌گفتم.

44
00:03:22.283 --> 00:03:25.323
‫بخش آگهی‌های ترحیم رو ببینین.
‫خودش اینو گفت.

45
00:03:26.122 --> 00:03:27.763
‫آگهی‌های ترحیم؟

46
00:03:28.243 --> 00:03:29.316
‫کی بوده؟

47
00:03:29.403 --> 00:03:31.403
‫نمیدونم، یه زن جوون. شاید دخترتون.

48
00:03:31.563 --> 00:03:32.803
‫دخترم؟

49
00:03:33.483 --> 00:03:35.122
‫موهاش تیره بود؟

50
00:03:36.083 --> 00:03:38.043
‫کفشاش چطوری بود؟

51
00:03:38.803 --> 00:03:41.069
‫کفش کیکرز قرمز پاش بود؟

52
00:03:41.149 --> 00:03:43.229
‫دیگه تو سن و سال کفشای کیکرز نیست.

53
00:03:43.643 --> 00:03:45.243
‫عکسی ازش دارین؟

54
00:03:45.843 --> 00:03:47.443
‫نه، عکسی ندارم.

55
00:03:47.603 --> 00:03:49.203
‫حتی تو گوشیتون؟

56
00:03:50.963 --> 00:03:52.923
‫نه، عکس ندارم.

57
00:03:54.323 --> 00:03:55.403
‫روز بخیر.

58
00:04:35.202 --> 00:04:36.209
‫کجایی؟

59
00:04:36.283 --> 00:04:39.202
‫تو چی؟ تئاتر نیستی؟
‫کاری برای هماهنگی نداری؟

60
00:04:39.363 --> 00:04:41.843
‫چرا، دارم میرم. ساعت چنده؟

61
00:04:42.243 --> 00:04:44.483
‫۷ ساعت عقب‌تره.
‫من تو خیابون استریپم.

62
00:04:44.643 --> 00:04:46.483
‫تو قصر سیارم. ببین.

63
00:04:47.563 --> 00:04:49.883
‫ساعت ۲ ئه. بیسکاروس
‫ما رو دعوت کرده وگاس

64
00:04:50.043 --> 00:04:51.763
‫و دارم با لیموزین میرم.
‫دیوونه‌کننده‌ست.

65
00:04:51.923 --> 00:04:53.043
‫مراقب باش عشقم.

66
00:04:53.202 --> 00:04:55.202
‫نگران نباش.
‫آدمِ واقعی اینجا نیست.

67
00:04:55.256 --> 00:04:56.083
‫دیوونه‌ای.

68
00:04:56.243 --> 00:04:58.163
‫ببین تازه چی فهمیدم.

69
00:05:01.323 --> 00:05:03.323
‫نمی‌تونم بخونم. چی نوشته؟

70
00:05:03.843 --> 00:05:06.703
‫نوشته که لیزبت راکول،

71
00:05:06.843 --> 00:05:08.083
‫دخترش،

72
00:05:09.403 --> 00:05:11.083
‫مادلین مارتینو، مادرش،

73
00:05:11.243 --> 00:05:13.923
‫آن کارلزراکول، خواهرش، با اندوه فراوان

74
00:05:14.083 --> 00:05:16.603
‫خبر فوت خانم

75
00:05:16.763 --> 00:05:18.703
‫چانسو راکول رو به اطلاعتون می‌رسونن.

76
00:05:19.563 --> 00:05:23.643
‫فک کنم همون لیزبته که امروز صبح
‫اینو تو نونوایی برام آورده.

77
00:05:23.803 --> 00:05:26.123
‫ یعنی، این‌طور حدس می‌زنم.
‫ ناراحت‌کننده‌ست.

78
00:05:26.283 --> 00:05:27.843
‫تو خودت چه حسی داری؟

79
00:05:28.003 --> 00:05:29.763
‫مال خیلی وقت پیشه، اما،

80
00:05:29.923 --> 00:05:31.803
‫لیزبت رو، بهش زنگ زدی؟

81
00:05:31.963 --> 00:05:33.803
‫این یه فرصته. چاره دیگه‌ای نداری.

82
00:05:33.963 --> 00:05:36.483
‫چطوری؟ شماره‌ش رو ندارم.

83
00:05:36.643 --> 00:05:38.683
‫سال‌هاست که دیگه شماره‌شو ندارم.

84
00:05:38.843 --> 00:05:41.123
‫شماره‌ی دخترت رو نداری؟

85
00:05:41.283 --> 00:05:43.123
‫ببین، این وظیفه اونم هست،

86
00:05:43.283 --> 00:05:44.683
‫که سعی کنه،

87
00:05:45.643 --> 00:05:48.523
‫ارتباط برقرار کنه، یعنی، بعد از این همه مدت.

88
00:05:48.683 --> 00:05:50.696
‫اونم همین کار رو کرده دیگه.

89
00:05:50.963 --> 00:05:52.483
‫آره. آره.

90
00:05:53.923 --> 00:05:56.563
‫موفق باشی عشقم.
‫تو مذاکره‌ت موفق باشی.

91
00:05:56.629 --> 00:05:57.316
‫ممنون.

92
00:05:57.383 --> 00:05:59.023
‫سعی کن باهاش تماس بگیری.

93
00:05:59.083 --> 00:06:00.883
‫مادرش اون تئاتر رو نداشت،

94
00:06:01.043 --> 00:06:02.283
‫طوطی آبی.

95
00:06:02.443 --> 00:06:04.803
‫نه، طوطی آبی نه، توکان سفید.

96
00:06:04.963 --> 00:06:06.883
‫می‌دونی چرا تو تئاتر به هم میگیم گُه باشی؟

97
00:06:07.043 --> 00:06:10.123
‫هرچی تماشاچی بیشتر بود،
‫کالسکه بیشتر بود،

98
00:06:10.283 --> 00:06:11.443
‫پهن اسب هم بیشتر بود.

99
00:06:11.603 --> 00:06:13.483
‫برای همین برای هم آرزوی گُه می‌کنیم.

100
00:06:13.883 --> 00:06:16.043
‫این یه فرضیه‌ست.

101
00:06:16.203 --> 00:06:18.962
‫برای شب اول اجرات
‫میگم گُه باشی (موفق باشی.) می‌بوسمت.

102
00:06:19.043 --> 00:06:21.323
‫منم همین‌طور عزیزم،
‫محکم می‌بوسمت.

103
00:06:26.323 --> 00:06:27.443
‫تاکسی!

104
00:06:45.735 --> 00:06:47.243
‫کسی هست؟

105
00:06:54.843 --> 00:06:56.123
‫این اینجا چی‌کار می‌کنه؟

106
00:06:56.283 --> 00:06:58.123
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

107
00:07:03.923 --> 00:07:04.842
‫شرمنده‌ام.

108
00:07:04.916 --> 00:07:07.203
‫ می‌تونید چشم‌هاتونو باز کنید.

109
00:07:07.363 --> 00:07:08.403
‫ مطمئنی؟

110
00:07:08.563 --> 00:07:09.563
‫ آره.

111
00:07:09.723 --> 00:07:11.963
‫ واقعاً گیج شدم. معذرت می‌خوام.

112
00:07:12.229 --> 00:07:13.949
‫در بسته نبود آخه، اومدم تو...

113
00:07:14.023 --> 00:07:16.203
‫خوشبختم.
‫راستی داریم تمرین می‌کنیم.

114
00:07:16.363 --> 00:07:17.883
‫ خوشبختم. روبرت.

115
00:07:18.043 --> 00:07:19.123
‫ می‌دونم کی هستین.

116
00:07:20.869 --> 00:07:24.003
‫من هیچی ندیدم‌ها،
‫یعنی می‌خوام بگم، اصلاً نگاه نکردم.

117
00:07:24.250 --> 00:07:26.010
‫برام جنبش می‌تو یه موقع راه نندازید!

118
00:07:26.103 --> 00:07:26.883
‫ چرا، دیدی.

119
00:07:27.323 --> 00:07:29.776
‫اگه واسه اینم نباشه، واسه یه چیز دیگه میشه.

120
00:07:33.083 --> 00:07:34.523
‫زهره‌تَرَک شدید، نه؟ شوخی کردم.

121
00:07:34.683 --> 00:07:35.883
‫واقعاً شرمنده‌ام.

122
00:07:36.043 --> 00:07:37.443
‫توکان داغون شده.

123
00:07:37.603 --> 00:07:40.923
‫زمان ما، دم در تئاتر بود.

124
00:07:41.083 --> 00:07:43.323
‫من اجراهامو روی همین سن شروع کردم.

125
00:07:43.483 --> 00:07:44.283
‫ جدی؟

126
00:07:44.443 --> 00:07:46.923
‫ مراقبمون بود.
‫دیگه هیچ‌کس مراقب نیست.

127
00:07:47.083 --> 00:07:49.603
‫واسه ما نماد خوش‌شانسیه.
‫منقارش رو لمس می‌کنیم.

128
00:07:50.202 --> 00:07:51.483
‫بفرمایید، دست بزنید بهش.

129
00:07:52.723 --> 00:07:54.883
‫ با کمال میل.
‫امشب اولین اجرای منه.

130
00:07:58.202 --> 00:08:00.123
‫حدس می‌زنم خبر داشته باشید

131
00:08:00.189 --> 00:08:01.243
‫درباره شانسو؟

132
00:08:01.403 --> 00:08:03.776
‫ خیلی زجر می‌کشید. این‌طوری بهتره.

133
00:08:05.029 --> 00:08:07.269
‫با انگشتا نه، این‌طوری برات شانس نمیاره.

134
00:08:08.876 --> 00:08:09.796
‫ دخترا،

135
00:08:09.963 --> 00:08:12.629
‫زوکینی رو بهتون معرفی می‌کنم.
‫روبرت زوکینی.

136
00:08:12.803 --> 00:08:15.323
‫- جورجیا، سوزان.
‫- خوشبختم.

137
00:08:15.723 --> 00:08:17.043
‫ و منم پیا.

138
00:08:17.363 --> 00:08:18.483
‫ پیا رو یادم موند.

139
00:08:18.643 --> 00:08:21.043
‫خوبه، پیا.
‫کوتاهه، ضریتیه. پیا چی؟

140
00:08:21.172 --> 00:08:22.552
‫پیا پِپَن.

141
00:08:22.683 --> 00:08:24.063
‫ اوه، عالیه.

142
00:08:24.723 --> 00:08:28.283
‫بگید ببینم، من سعی کردم طبقه اول در بزنم،

143
00:08:28.643 --> 00:08:30.403
‫جایی که لیزبت زندگی می‌کرد.

144
00:08:30.540 --> 00:08:32.336
‫-  دیگه اینجا نیست؟
‫-  نه.

145
00:08:32.483 --> 00:08:33.842
‫خیلی وقته که دیگه نیست.

146
00:08:34.003 --> 00:08:36.763
‫شانسو نقل‌مکان کرده بود به یه خانه حومه شهر،
‫یه خونه تو لیلا.

147
00:08:37.323 --> 00:08:39.683
‫با این حال تئاتر رو نگه داشته بود، ولی خب،

148
00:08:40.163 --> 00:08:42.763
‫ ما همه رفیقای لیزبتیم

149
00:08:42.923 --> 00:08:44.123
‫و ماجرا رو درباره شما می‌دونستیم.

150
00:08:44.189 --> 00:08:46.003
‫- می‌دونستید؟
‫- شما یه دوست خانوادگی هستی.

151
00:08:46.163 --> 00:08:48.083
‫ یه دوست خانوادگی، همین.

152
00:08:48.243 --> 00:08:49.483
‫یه دوست خانوادگی.

153
00:08:49.676 --> 00:08:50.476
‫ باحاله.

154
00:08:50.509 --> 00:08:51.429
‫ خیلی خوبه.

155
00:08:51.490 --> 00:08:52.530
‫خیلی!

156
00:08:52.563 --> 00:08:56.369
‫ زوکینی اسم واقعیتون نیست؟
‫مستعاره.

157
00:08:56.803 --> 00:08:58.323
‫اسم واقعیتون چیه؟

158
00:09:00.963 --> 00:09:02.049
‫ آنژ لوچیانی.

159
00:09:02.096 --> 00:09:05.376
‫ آره راست میگی، آنژ، سخته.

160
00:09:05.709 --> 00:09:07.349
‫ موافقم.

161
00:09:09.643 --> 00:09:12.683
‫می‌دونی هوگو به جنگ چی می‌گفت؟
‫

162
00:09:12.843 --> 00:09:14.123
‫جنگ.

163
00:09:14.523 --> 00:09:16.189
‫ نه. منو ببخش، روبرت.

164
00:09:16.249 --> 00:09:19.049
‫می‌تونی یک متر بری عقب لطفاً؟
‫تا سر میز برو.

165
00:09:19.283 --> 00:09:20.483
‫خب خوبه همونجا.

166
00:09:20.643 --> 00:09:24.043
‫ اون جنگ رو کارگرِ بی‌چشم می‌نامید.

167
00:09:24.203 --> 00:09:26.643
‫پنلوپه. احمق!

168
00:09:26.803 --> 00:09:28.323
‫پنلوپه، احمق!

169
00:09:28.483 --> 00:09:30.363
‫پنلوپه، زن اولیس.

170
00:09:30.523 --> 00:09:32.049
‫اون وقتش رو می‌گذروند،

171
00:09:32.203 --> 00:09:33.403
‫ می‌بافت.

172
00:09:33.563 --> 00:09:35.483
‫می‌بافت و می‌شکافت.

173
00:09:35.643 --> 00:09:38.363
‫شب‌ها کاری رو که روز کرده بود
‫خراب می‌کرد.

174
00:09:38.523 --> 00:09:40.443
‫پس اینه حماقت جنگ...

175
00:09:40.603 --> 00:09:42.723
‫کارگرِ کور.

176
00:09:42.883 --> 00:09:44.963
‫پنلوپه، احمق.

177
00:09:45.123 --> 00:09:46.883
‫به چه دردی می‌خوری، غول‌پیکر؟

178
00:09:47.043 --> 00:09:49.283
‫به چه دردی می‌خوری، دود،

179
00:09:49.763 --> 00:09:52.843
‫وقتی ویرانی‌هایِ تو، دوباره بدی رو بازسازی می‌کنه؟

180
00:09:53.183 --> 00:09:55.443
‫-  می‌شنوی چی میگم، رژیس؟
‫-  آره، صداتو می‌شنوم.

181
00:09:55.603 --> 00:09:59.283
‫ می‌دونی لوئی ناپلئون،
‫لوئی ناپلئون رو می‌شناسی؟

182
00:09:59.443 --> 00:10:02.689
‫ آره، یه بناپارت بود.
‫می‌تونی روی مبل بشینی؟

183
00:10:02.763 --> 00:10:06.843
‫ آره. من دقیقاً نمی‌دونستم لوئی ناپلئون کیه.

184
00:10:07.003 --> 00:10:09.263
‫فهمیدم که ناپلئون سومه.

185
00:10:09.341 --> 00:10:11.141
‫الان اجازه‌شو دارم اینجا باشم.

186
00:10:11.196 --> 00:10:12.489
‫ خوبه، همون‌جا بمون.

187
00:10:12.563 --> 00:10:15.283
‫نمی‌دونم کجایی، رژیس.
‫حس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم.

188
00:10:15.443 --> 00:10:16.483
‫ صداتو می‌شنوم.

189
00:10:16.643 --> 00:10:18.803
‫ وقتی ناپلئون سوم رئیس‌جمهور شد،

190
00:10:18.963 --> 00:10:21.843
‫ البته الان واسه گرم کردن صدام خوبه، عالیه.

191
00:10:22.163 --> 00:10:24.843
‫دو روز بعد، هوگو رو دعوت کرد

192
00:10:25.083 --> 00:10:26.123
‫به کاخ الیزه.

193
00:10:26.283 --> 00:10:27.563
‫اون تو کتاب «چیزهای دیده‌شده»،

194
00:10:27.723 --> 00:10:30.043
‫که به نظر من
‫شاهکار بزرگ هوگوئه می‌نویسه:

195
00:10:30.203 --> 00:10:34.523
‫"لوئی بناپارت دیروز، شنبه ۲۳، اولین شامش رو داد."

196
00:10:35.203 --> 00:10:37.203
‫دو روز،
‫دقیقاً همون چیزی که گفتم،

197
00:10:37.363 --> 00:10:38.883
‫بعد از اعلام حکومتش.

198
00:10:39.043 --> 00:10:42.083
‫و این شام رو توصیف می‌کنه،

199
00:10:42.236 --> 00:10:44.276
‫به عنوان یه افتضاحِ بزرگ.

200
00:10:44.443 --> 00:10:47.363
‫زن‌هایی رو که دور ناپلئون سوم هستن
‫توصیف می‌کنه.

201
00:10:47.523 --> 00:10:51.523
‫میگه ناپلئون سوم زنی که سمت
‫راستشه رو به سمت چپی ترجیح میده.

202
00:10:51.963 --> 00:10:53.963
‫ می‌شه برگردی جلوی میز؟

203
00:10:54.123 --> 00:10:55.523
‫ جلوی میز.

204
00:10:56.283 --> 00:10:57.603
‫اما، در کل،

205
00:10:57.763 --> 00:11:00.043
‫برای نورپردازی
‫کجاها حق دارم برم؟

206
00:11:00.203 --> 00:11:01.523
‫ روی فرش بمون.

207
00:11:01.683 --> 00:11:05.083
‫همین الان، می‌تونی بیای جلوی میز؟

208
00:11:05.243 --> 00:11:06.763
‫همین‌جوری، عالیه. مرسی.

209
00:11:06.923 --> 00:11:09.203
‫ وقتی رئیس‌جمهور شد،

210
00:11:09.280 --> 00:11:10.693
‫یه....

211
00:11:12.923 --> 00:11:15.803
‫توی سالن دو تا بچه هست.

212
00:11:19.563 --> 00:11:20.996
‫رژیس؟

213
00:11:21.763 --> 00:11:24.083
‫توی تئاتر دو تا بچه هست.

214
00:11:24.883 --> 00:11:26.643
‫ آره، ببخشید. پروژکتور قاطی کرده بود.

215
00:11:26.803 --> 00:11:29.203
‫بچه‌هام می‌خواستن ببینن
‫کجا کار می‌کنم.

216
00:11:29.363 --> 00:11:31.883
‫ خیلی خب. پدرتون الان میرسه.
‫اوضاع چطوره؟

217
00:11:32.043 --> 00:11:33.716
‫- حالتون خوبه؟
‫- بله.

218
00:11:33.843 --> 00:11:36.312
‫- تو مدرسه ویکتور هوگو یاد میگیرید؟
‫- یه کم.

219
00:11:36.403 --> 00:11:40.443
‫کودک، تویی که زندگیت از بی‌خبری ساخته شده.

220
00:11:40.603 --> 00:11:44.003
‫کودک، تویی که شادیت از امید ساخته شده.

221
00:11:44.603 --> 00:11:45.483
‫بفرمایید، هوگو.

222
00:11:45.583 --> 00:11:47.769
‫ سلام بچه‌ها. چطورین؟

223
00:11:47.803 --> 00:11:48.896
‫خوبیم.

224
00:11:49.043 --> 00:11:51.309
‫ نگفتی بچه داری.

225
00:11:51.443 --> 00:11:52.603
‫ نه، ولی دارم.

226
00:11:52.763 --> 00:11:53.683
‫ خیلی خب.

227
00:11:53.843 --> 00:11:56.003
‫- خوشحالی؟
‫- آره.

228
00:11:56.163 --> 00:11:57.243
‫تو نیستی؟

229
00:11:57.356 --> 00:11:59.283
‫یعنی میگم، بچه‌های خیلی خوبین

230
00:12:00.003 --> 00:12:02.043
‫ سر شام چی به هم گفتن؟

231
00:12:02.203 --> 00:12:04.483
‫ <i>لیزبت راکول هستم، پیغام بذارین.</i>

232
00:12:04.643 --> 00:12:06.283
‫ الو، لیزبت؟

233
00:12:06.443 --> 00:12:07.603
‫روبرت‌ام.

234
00:12:07.763 --> 00:12:09.323
‫همون دوست خانوادگی.

235
00:12:09.603 --> 00:12:12.683
‫انگار این‌طوری منو معرفی می‌کنی.

236
00:12:12.843 --> 00:12:14.603
‫برام جالب بود.

237
00:12:14.763 --> 00:12:18.043
‫واسه همین توی توکان
‫شماره‌تو بهم دادن.

238
00:12:18.563 --> 00:12:21.123
‫واقعاً متاسفم، اما نمی‌تونستم،

239
00:12:21.883 --> 00:12:23.323
‫برم پرلاشز.

240
00:12:23.483 --> 00:12:26.962
‫باید به همه چیز تئاتر برسم.

241
00:12:27.443 --> 00:12:30.403
‫همه دوستاتو دعوت کردم،

242
00:12:30.563 --> 00:12:32.043
‫توی توکان سفید

243
00:12:32.203 --> 00:12:34.683
‫و معلومه که یه جا هم
‫واسه تو گذاشتم.

244
00:12:35.043 --> 00:12:36.963
‫و می‌خواستم بهت بگم،

245
00:12:37.123 --> 00:12:38.843
‫یه جمله از ویکتور هوگو:

246
00:12:39.683 --> 00:12:41.203
‫"خاطره،

247
00:12:41.603 --> 00:12:43.683
‫همون حضور نامرئیه."

248
00:12:45.523 --> 00:12:48.083
‫خاطره، همون حضور نامرئیه.

249
00:12:49.483 --> 00:12:51.043
‫می‌بوسمت.

250
00:13:18.283 --> 00:13:19.523
‫صف بود، ولی خیلی تمیزه.

251
00:13:19.683 --> 00:13:21.523
‫مطمئنی نمی‌خوای بری؟
‫وسط اجرا نمی‌تونی بلند شیا.

252
00:13:21.683 --> 00:13:22.883
‫ بیخیال.

253
00:13:23.043 --> 00:13:25.163
‫چهار برابر بیشتر از حد معمول تیپ زدم،
‫مثل اسکلا شدم.

254
00:13:25.323 --> 00:13:26.563
‫ قرار نیست تو رو نگاه کنن.

255
00:13:26.723 --> 00:13:28.203
‫ تازه، تنم میخاره.

256
00:13:28.643 --> 00:13:30.603
‫ ژرمن؟ ژرمن!

257
00:13:31.603 --> 00:13:34.123
‫ ژرمن؟
‫جدی، این چه اسمیه؟

258
00:13:34.283 --> 00:13:35.283
‫ تو یکی حرف نزن.

259
00:13:35.363 --> 00:13:37.203
‫ حداقلش من یه قهرمانم.

260
00:13:37.643 --> 00:13:39.803
‫توی نمایش چیزی درباره من هست؟

261
00:13:39.963 --> 00:13:41.203
‫ نمایش نیست.

262
00:13:41.363 --> 00:13:42.563
‫ ویکتور هوگو رو بازی نمی‌کنه؟

263
00:13:42.723 --> 00:13:45.563
‫ نه. نه ژان والژان نه هیچ‌کس دیگه.

264
00:13:45.723 --> 00:13:47.923
‫ژان والژان،
‫همون آدم بده‌ست که خوبه؟

265
00:13:48.083 --> 00:13:49.763
‫  بعدش می‌خوای ببینیش؟
‫  کی رو؟

266
00:13:49.923 --> 00:13:52.243
‫ زوکینی. نمی‌خوای منتظرش بمونی؟

267
00:13:52.403 --> 00:13:55.763
‫ تو نونوایی می‌بینیمش.
‫هر روز می‌بینیمش.

268
00:13:55.963 --> 00:13:58.763
‫نگران نباش، میگم خوشم اومده
‫حتی اگه واقعی نباشه.

269
00:13:58.923 --> 00:14:00.483
‫ ارادتمندم، آقای هوگو.

270
00:14:01.636 --> 00:14:02.762
‫بفرمایید.

271
00:14:04.756 --> 00:14:06.243
‫- مزاحم شدم؟
‫- نه اصلا.

272
00:14:07.003 --> 00:14:08.163
‫ آرایش کردین؟

273
00:14:08.323 --> 00:14:10.243
‫ آره. استل خیلی زیاد نزده؟

274
00:14:10.443 --> 00:14:11.603
‫ نه، خوبه.

275
00:14:11.763 --> 00:14:13.123
‫ممنون بابت شکلات‌هام.

276
00:14:13.356 --> 00:14:14.882
‫اینو براتون آوردم.

277
00:14:15.043 --> 00:14:16.203
‫واسه شما و واسه اون.

278
00:14:16.363 --> 00:14:18.123
‫- چیه؟
‫- یه چراغ نمک.

279
00:14:18.403 --> 00:14:19.523
‫ چراغ نمک؟

280
00:14:19.683 --> 00:14:21.963
‫ یه نور خیلی پربرکت بهتون می‌تابونه.

281
00:14:22.123 --> 00:14:23.523
‫پر از حس خوب.

282
00:14:23.683 --> 00:14:26.003
‫اما نباید گربه‌تون لیسش بزنه.

283
00:14:26.163 --> 00:14:28.203
‫اگه گربه داشته باشید.
‫گربه دارید؟

284
00:14:29.243 --> 00:14:30.883
‫ نه. نه.

285
00:14:31.963 --> 00:14:33.203
‫خیلی ممنون، کوزیما.

286
00:14:33.363 --> 00:14:34.803
‫گُه باشی.

287
00:14:34.963 --> 00:14:36.627
‫وقتی اوکی شد خبرم می‌کنن؟

288
00:14:36.685 --> 00:14:37.723
‫باشه!

289
00:14:45.043 --> 00:14:46.843
‫ این مقدمه با این شروع میشه،

290
00:14:47.003 --> 00:14:48.723
‫و هوگو اونو نوشته،

291
00:14:48.883 --> 00:14:52.803
‫اگه یه نویسنده حق اینو داشت که تأثیری بذاره

292
00:14:52.963 --> 00:14:57.643
‫رو حال و هوای ذهنی
‫خواننده‌هایی که کتابشو باز می‌کنن،

293
00:14:58.523 --> 00:15:03.323
‫نویسنده «تأملات» به این بسنده می‌کنه که بگه:

294
00:15:03.483 --> 00:15:05.483
‫"این کتاب باید جوری خونده بشه

295
00:15:05.643 --> 00:15:08.003
‫مثل اینکه دارین کتاب یه مرده رو می‌خونید."

296
00:15:08.163 --> 00:15:10.803
‫بیست و پنج سال تو این دو جلد هست.

297
00:15:11.043 --> 00:15:12.869
‫نویسنده به نوعی گذاشته

298
00:15:12.963 --> 00:15:14.803
‫این کتاب درونش شکل بگیره.

299
00:15:14.963 --> 00:15:18.843
‫کسانی که سراغش بیان
‫تصویر خودشون رو پیدا می‌کنن

300
00:15:19.003 --> 00:15:21.243
‫تو این آب عمیق و غمگین

301
00:15:21.403 --> 00:15:23.723
‫که آروم آروم اونجا جمع شده،

302
00:15:23.883 --> 00:15:25.683
‫ته یه روح.

303
00:15:25.849 --> 00:15:29.929
‫شادی، این گل زودگذر جوانی،
‫برگ‌برگ پرپر میشه

304
00:15:30.083 --> 00:15:32.683
‫توی جلد اول که امیده،

305
00:15:32.843 --> 00:15:36.323
‫و توی جلد دوم که عزا و ماتمه، امید ناپدید میشه.

306
00:15:36.483 --> 00:15:37.963
‫کدوم عزا؟

307
00:15:38.123 --> 00:15:39.096
‫عزای واقعی.

308
00:15:39.163 --> 00:15:40.203
‫همون اصلیه.

309
00:15:40.363 --> 00:15:41.523
‫مرگ.

310
00:15:41.843 --> 00:15:44.603
‫از دست دادن عزیزترین آدم‌ها.

311
00:15:45.043 --> 00:15:47.883
‫لئوپولدین، دختر محبوبش،

312
00:15:48.043 --> 00:15:49.443
‫عشق زندگی‌اش،

313
00:15:49.603 --> 00:15:51.283
‫لئوپولدین غرق شد

314
00:15:51.443 --> 00:15:55.403
‫در پی یک حادثه‌ی قایق‌سواری تو رود سن،

315
00:15:55.563 --> 00:15:58.083
‫با شوهر جوونش که می‌خواست نجاتش بده

316
00:15:58.243 --> 00:16:00.483
‫و تصمیم گرفت با اون بمیره.

317
00:16:00.643 --> 00:16:02.723
‫این تو ویلکیه اتفاق افتاد،

318
00:16:02.883 --> 00:16:06.043
‫۴ سپتامبر ۱۸۴۳.

319
00:16:06.203 --> 00:16:08.403
‫قایقشون واژگون شد.

320
00:16:08.683 --> 00:16:10.883
‫تازه ۱۹ سالش شده بود.

321
00:16:11.483 --> 00:16:12.683
‫همزمان،

322
00:16:12.843 --> 00:16:18.356
‫ویکتور هوگو و ژولیت دروئه
‫اون موقع داشتن سفر تابستونی سالانه‌شون رو می‌رفتن

323
00:16:18.483 --> 00:16:22.883
‫هر سال، ویکتور هوگو ژولیت دروئه رو برای یه ماه می‌بره

324
00:16:23.043 --> 00:16:24.963
‫که کاملاً وقف اونه،

325
00:16:25.029 --> 00:16:26.956
‫اونجا، دارن از اسپانیا برمی‌گردن.

326
00:16:27.043 --> 00:16:30.403
‫۹ سپتامبره. اونا اصلاً هیچ‌چی نمی‌دونن.

327
00:16:30.563 --> 00:16:33.843
‫باید تو روشفور منتظر درشکه باشن

328
00:16:34.003 --> 00:16:35.883
‫که قراره ببرشون لروشل،

329
00:16:35.942 --> 00:16:40.043
‫و ما این شانس رو داریم که این دفترچه خاطرات
‫فوق‌العاده‌ی ژولیت دروئه رو داشته باشیم،

330
00:16:40.203 --> 00:16:43.043
‫که ثانیه به ثانیه ثبت کرده،

331
00:16:43.203 --> 00:16:45.203
‫تک‌تک نفس‌های ویکتور هوگو رو

332
00:16:45.363 --> 00:16:48.243
‫تو اون هشت روزی که همراه با کشف این ماجرا بود.

333
00:16:48.403 --> 00:16:51.523
‫پیشخدمت یه بطری آبجو میاره و میره.

334
00:16:51.683 --> 00:16:54.963
‫روی یه میز روبه‌روی ما، چند تا روزنامه هست.

335
00:16:55.123 --> 00:16:57.203
‫ویکتور هوگو یکی رو اتفاقی برمی‌داره.

336
00:16:57.349 --> 00:16:59.836
‫و من، روزنامه «شاری‌واری» رو برمی‌دارم.

337
00:16:59.923 --> 00:17:03.049
‫تازه داشتم عنوان رو نگاه می‌کردم

338
00:17:03.243 --> 00:17:08.283
‫که محبوب بیچاره‌ام ناگهان رو من خم میشه

339
00:17:08.443 --> 00:17:11.043
‫و با یه صدای گرفته بهم میگه

340
00:17:11.203 --> 00:17:13.882
‫در حالی که روزنامه‌ای رو که دستشه نشونم میده،

341
00:17:14.043 --> 00:17:16.083
‫این چهار کلمه رو بهم میگه،

342
00:17:16.243 --> 00:17:18.216
‫این چهار کلمه رو، بهم میگه:

343
00:17:18.323 --> 00:17:20.523
‫"این دیگه خیلی وحشتناکه."

344
00:17:20.963 --> 00:17:22.323
‫هیچ‌وقت، می‌شنوید،

345
00:17:22.483 --> 00:17:24.603
‫هیچ‌وقت تا وقتی زنده‌ام، یادم نمیره

346
00:17:24.763 --> 00:17:29.043
‫قیافه‌ی ناامید وصف‌ناشدنی روی صورت نجیبش.

347
00:17:29.203 --> 00:17:31.123
‫دیدم که خشکش زده و داغون شده.

348
00:17:31.283 --> 00:17:33.323
‫لب‌های بیچاره‌اش سفید شده بودن.

349
00:17:33.483 --> 00:17:35.803
‫چشم‌های زیبایش نگاه می‌کردن اما چیزی نمی‌دیدن.

350
00:17:35.963 --> 00:17:39.883
‫صورت و موهاش خیس از اشک بود.

351
00:17:40.043 --> 00:17:42.003
‫و دیگه، حتی یه کلمه هم حرف نزد.

352
00:17:43.123 --> 00:17:44.562
‫خودش رو حبس کرد.

353
00:17:44.643 --> 00:17:46.803
‫باید بیش از ۱۰ سال میگذشت،

354
00:17:46.963 --> 00:17:51.043
‫بیش از ۱۰ سال، تا تو جزیره گرنزی،
‫دوباره به یاد اون روز بیفته.

355
00:17:51.203 --> 00:17:53.716
‫بدترین روز از بین تمام روزهای ویکتور هوگو،

356
00:17:53.763 --> 00:17:55.003
‫با این شاهکار کوچیک،

357
00:17:55.049 --> 00:17:56.649
‫این شعر فوق‌العاده.

358
00:17:56.723 --> 00:18:01.003
‫تو سن کودکی عادت کرده بود...

359
00:18:01.163 --> 00:18:02.923
‫که هر روز صبح یکم بیاد توی اتاقم.

360
00:18:05.923 --> 00:18:08.763
‫منتظرش بودم مثل یه روزنه‌ی امیدی که منتظرشی.

361
00:18:08.923 --> 00:18:11.603
‫می‌اومد تو و می‌گفت: "سلام، بابای کوچولوی من."

362
00:18:11.763 --> 00:18:13.603
‫قلممو برمی‌داشت، کتاب‌هامو باز می‌کرد.

363
00:18:13.756 --> 00:18:15.796
‫ هنگ کرد، دیدی؟

364
00:18:16.083 --> 00:18:17.723
‫- چی شد؟
‫- هنگ کرد.

365
00:18:17.783 --> 00:18:18.862
‫عمدی بود.

366
00:18:18.923 --> 00:18:21.203
‫ و مثل یه پرنده‌ی عبوری می‌رفت.

367
00:18:21.363 --> 00:18:24.329
‫پس با سرِ کمتر خسته‌ای دوباره شروع می‌کردم،

368
00:18:32.683 --> 00:18:34.003
‫ آقای زوکینی؟

369
00:18:36.163 --> 00:18:37.243
‫روبرت؟

370
00:18:38.683 --> 00:18:39.903
‫میام تو.

371
00:18:42.283 --> 00:18:43.216
‫خوبی؟

372
00:18:43.363 --> 00:18:46.603
‫ آره، آره.
‫واقعاً خیلی حالم رو خوب کرد.

373
00:18:46.763 --> 00:18:48.083
‫باورنکردنیه.

374
00:18:48.403 --> 00:18:50.363
‫- چه بهتر. چراغ رو روشن کنم؟
‫- نیازی نیست.

375
00:18:50.523 --> 00:18:54.263
‫بدیش اینه که حالم که خوب میشه استرس میگیرم.
‫دوست ندارم.

376
00:18:55.083 --> 00:18:56.923
‫در هر صورت می‌تونید برید، دیگه کسی نیست.

377
00:18:57.043 --> 00:18:58.176
‫ خیلی خب.

378
00:18:58.603 --> 00:19:00.803
‫ یه دختر اومده بود. می‌خواست شما رو ببینه.

379
00:19:02.163 --> 00:19:03.883
‫ سبزه بود؟ بلوند بود؟ چند سالش بود؟

380
00:19:04.043 --> 00:19:05.403
‫ حواسم نبود.

381
00:19:05.563 --> 00:19:07.123
‫ولی گفت فردا توی نانوایی ازتون می‌پرسه.

382
00:19:07.283 --> 00:19:08.083
‫ چی رو بپرسه؟

383
00:19:08.243 --> 00:19:10.523
‫ اینکه همه‌چیز تو نمایش عمدی بوده یا نه.

384
00:19:10.602 --> 00:19:12.136
‫دقیقاً همین رو گفت. « عمدی ».

385
00:19:12.883 --> 00:19:14.723
‫ خیلی ممنون، کوزیما.

386
00:19:15.203 --> 00:19:16.643
‫ فردا می‌بینمتون.

387
00:19:17.083 --> 00:19:18.683
‫با این حال زیادی نزدیک نشیدها.

388
00:19:18.843 --> 00:19:20.003
‫معلوم نیست چی میشه.

389
00:19:20.603 --> 00:19:21.643
‫باشه.

390
00:19:32.163 --> 00:19:35.389
‫ وایمیسم بره بالا، بعد برمی‌گردم.

391
00:19:35.603 --> 00:19:36.603
‫باشه، حله.

392
00:19:38.523 --> 00:19:40.083
‫سلام آقای روبرت. چطورین؟

393
00:19:40.236 --> 00:19:41.996
‫- امشب ماشین نیاوردید؟
‫- نه، ماشین ندارم.

394
00:19:42.163 --> 00:19:44.602
‫قرار بود با یه سری دوست شام بخورم.
‫پیداشون نکردم.

395
00:19:44.736 --> 00:19:47.163
‫اونا نیستن؟ سراغتون رو گرفتن.

396
00:19:47.336 --> 00:19:48.836
‫اوه، تورو خدا، اونا نه.
‫یه لطفی کن...

397
00:19:48.923 --> 00:19:52.283
‫جوری رفتار کنید که انگار خیلی باهم رفیقیم.
‫عادی باهام حرف بزنید.

398
00:19:52.443 --> 00:19:54.403
‫- چطوری؟
‫- از نمایش خوشتون اومد؟

399
00:19:54.563 --> 00:19:56.283
‫- عاشقش شدم.
‫- خوبه. دارن میان؟

400
00:19:56.443 --> 00:19:57.563
‫ نه، نه.

401
00:19:57.723 --> 00:19:59.683
‫ زیادی سنگین و غمگین نبودم؟

402
00:19:59.843 --> 00:20:01.283
‫نه، برعکس. خوبه.

403
00:20:01.443 --> 00:20:02.683
‫دارن میرن؟

404
00:20:02.843 --> 00:20:03.923
‫ یکی داره میاد.

405
00:20:04.483 --> 00:20:05.822
‫ پس بزن رو شونم.

406
00:20:05.876 --> 00:20:07.443
‫آها روبر، خیلی خوشحالم کردی.

407
00:20:07.603 --> 00:20:09.443
‫- پس خوشت اومد دیگه.
‫- معلومه!

408
00:20:09.643 --> 00:20:10.803
‫ عاشقش شدم.
‫  خوبه.

409
00:20:10.963 --> 00:20:12.363
‫و کوزیما، چطوره؟

410
00:20:12.523 --> 00:20:14.756
‫ کوزیما؟ یه کم در جا می‌زنه.

411
00:20:14.843 --> 00:20:15.983
‫ خیلی هم عالی.

412
00:20:16.043 --> 00:20:18.243
‫اما بگو ببینم، نمایش رو دیدی؟

413
00:20:18.289 --> 00:20:19.463
‫ آره، بالاخره دیدم دیگه.

414
00:20:19.523 --> 00:20:21.243
‫ جدی؟ واقعاً خوشت اومد؟

415
00:20:21.316 --> 00:20:22.869
‫- عاشقش شدم.
‫- لطف داری.

416
00:20:22.963 --> 00:20:24.363
‫خب، شب همگی بخیر.

417
00:20:24.523 --> 00:20:25.883
‫بچه‌ها اینم دوستانم. خداحافظ.

418
00:20:26.043 --> 00:20:28.283
‫- شب خوبی داشته باشید.
‫- خداحافظ. فردا می‌بینمتون.

419
00:20:28.723 --> 00:20:30.189
‫ یه چیزی بگو. هیچی بهم نمیگی.

420
00:20:30.243 --> 00:20:33.243
‫ زیاد خوب نمی‌بینم،
‫اما به نظرم تمیز میاد.

421
00:20:33.403 --> 00:20:35.963
‫خیلی تمیزه.
‫این زنه‌ هم به نظر خوب میاد.

422
00:20:36.123 --> 00:20:38.243
‫ من با موگدی کاری ندارم،
‫درباره امشب حرف می‌زنم.

423
00:20:38.403 --> 00:20:39.843
‫چطوری واکنش نشون می‌دادن؟

424
00:20:39.883 --> 00:20:41.083
‫ موگدی؟

425
00:20:41.483 --> 00:20:43.443
‫آخه موگدی کیه، عشق زندگی من؟

426
00:20:43.489 --> 00:20:45.969
‫ مستخدم جدید.
‫همین الان بهم گفتی به نظرت همه‌جا تمیز اومده.

427
00:20:46.043 --> 00:20:47.203
‫ آها، درسته.

428
00:20:47.363 --> 00:20:51.163
‫نه، بد نبود.
‫اما گند زدم توی کتاب «تأملات».

429
00:20:51.323 --> 00:20:53.843
‫می‌دونی، مغزم هنگ کرد.
‫و این هیچ‌وقت برام پیش نمیاد.

430
00:20:54.003 --> 00:20:55.803
‫عادت کرده بود تو سن کودکی‌ش،

431
00:20:55.963 --> 00:20:58.243
‫هر روز صبح یه کمی بیا تو اتاقم.

432
00:20:58.483 --> 00:21:00.643
‫و هیچی. در حالی که
‫من فقط همینو بلدم.

433
00:21:00.803 --> 00:21:03.403
‫ منتظرش بودم،
‫مثل یه روزنه‌ی امیدی که منتظرشی.

434
00:21:03.563 --> 00:21:04.523
‫همین بود، مگه نه؟

435
00:21:04.683 --> 00:21:06.563
‫ همینه، آفرین عزیزم. آفرین.

436
00:21:06.963 --> 00:21:09.883
‫جدای از این، رزولن‌ها
‫دیروز اونجا بودن.

437
00:21:10.043 --> 00:21:11.443
‫مودب بودن، نه بیشتر.

438
00:21:11.803 --> 00:21:14.083
‫باید گفت که اون، وقتی می‌سوزه می‌خنده.

439
00:21:14.243 --> 00:21:16.856
‫و اون یکی هم، یه قلب سنگی داره.

440
00:21:17.043 --> 00:21:18.769
‫بازم می‌تونی یکم دووم بیاری؟
‫به این زودی برنمیگردما.

441
00:21:18.843 --> 00:21:20.363
‫نمی‌دونم بتونم دووم بیارم یا نه، می‌دونی.

442
00:21:20.523 --> 00:21:24.003
‫تو که نیستی نه اشتهای غذا دارم نه تشنه‌ام میشه.

443
00:21:24.203 --> 00:21:25.963
‫تلف شدنم نزدیکه.

444
00:21:26.803 --> 00:21:28.163
‫ چه شوخی بامزه‌ای.

445
00:21:28.363 --> 00:21:30.323
‫حتماً تو زندگی‌ت یه سری سیاهی لشگر داری.

446
00:21:34.196 --> 00:21:36.203
‫نمی‌خوای چراغ رو روشن کنی؟
‫درست نمی‌بینمت.

447
00:21:39.283 --> 00:21:40.963
‫آها، این‌طوری بهتر می‌بینمت.

448
00:21:41.723 --> 00:21:43.363
‫و لیزبت، باهاش حرف زدی؟

449
00:21:43.523 --> 00:21:45.403
.براش پیام گذاشتم

450
00:21:45.563 --> 00:21:47.076
‫دعوتش کردم.

451
00:21:47.403 --> 00:21:48.843
‫ اون، اومد؟

452
00:21:49.476 --> 00:21:50.963
‫ الو!
‫ نیومد.

453
00:21:51.123 --> 00:21:53.183
‫- صدامو می‌شنوی؟
‫- دارم بهت میگم، نیومد.

454
00:21:53.683 --> 00:21:55.283
‫تصویرت قفل شده.

455
00:21:58.763 --> 00:22:00.003
‫آنابل.

456
00:22:00.483 --> 00:22:01.683
‫اصلاً پیچیده نیست!

457
00:22:01.843 --> 00:22:04.083
‫بوعز دراز کشیده بود، از خستگی از پا افتاده.

458
00:22:04.243 --> 00:22:05.843
‫از شدت خستگی دراز کشید.

459
00:22:06.003 --> 00:22:07.723
‫نیازی به فیلسوف بودن نیست.

460
00:22:07.883 --> 00:22:10.283
‫بوعز دراز کشیده بود، از خستگی از پا افتاده.

461
00:22:10.443 --> 00:22:12.603
‫تمام روز تو زمینش کار کرده بود.

462
00:22:12.763 --> 00:22:14.643
‫تختش رو تو جای همیشگیش پهن کرده بود.

463
00:22:14.803 --> 00:22:15.923
‫به من نگید این پیچیده‌ست.

464
00:22:16.083 --> 00:22:18.843
‫بوعز میان انبارهای پر از گندم خوابیده بود.

465
00:22:19.003 --> 00:22:22.643
‫این پیرمرد مزارع گندم و جو داشت. یه زمین‌دار بزرگ.

466
00:22:22.803 --> 00:22:25.083
‫این پیرمرد مزارع گندم و جو داشت.

467
00:22:25.443 --> 00:22:27.803
‫با اینکه ثروتمند بود، طرفدار عدالت بود.

468
00:22:27.963 --> 00:22:31.163
‫شبیه هوگوئه. بالای آسیابش لجن و کثافتی نبود.

469
00:22:31.323 --> 00:22:33.323
‫تو کوره آهنگریش جهنمی نبود.

470
00:22:33.483 --> 00:22:36.003
‫ریشش، باید همه‌ی مخاطبا ببینن.

471
00:22:36.163 --> 00:22:37.803
‫وگرنه کارم خراب میشه.

472
00:22:37.963 --> 00:22:40.963
‫ریشش نقره‌ای بود مثل یه نهر ماه آوریل.

473
00:22:41.123 --> 00:22:43.923
‫خوشه‌های گندمش نه خسیس بودن نه پرکینه.

474
00:22:44.083 --> 00:22:47.043
‫وقتی می‌دید چندتا زن خوشه‌چین فقیر دارن رد میشن،

475
00:22:47.203 --> 00:22:51.243
‫زن‌هایی که توی مزرعه بودن می‌ذاشتن
‫عمداً خوشه‌ها بیفته، این‌طوری می‌گفتن.

476
00:22:51.643 --> 00:22:54.203
‫این مرد پاک راه می‌رفت، دور از راه‌های کج و معوج،

477
00:22:54.363 --> 00:22:57.323
‫پوشیده در صداقت معصومانه و  جامه کتان سفید.

478
00:22:57.763 --> 00:23:00.083
‫دور از راه‌های کج و معوج، می‌شنوید؟

479
00:23:00.243 --> 00:23:03.083
‫اگه رفیقی دارین که مواد می‌زنه، قاچاق می‌کنه،

480
00:23:03.243 --> 00:23:05.763
‫بهش بگید: "داری میری تو راه کج و معوج."

481
00:23:07.043 --> 00:23:12.003
‫دور از راه‌های کج و معوج،
‫پوشیده در صداقت معصومانه و جامه کتان سفید.

482
00:23:12.163 --> 00:23:15.323
‫یارو فوق‌العاده‌ست. و همیشه طرفدار فقراست

483
00:23:15.483 --> 00:23:16.883
‫دردمند.

484
00:23:17.043 --> 00:23:19.803
‫این کیسه‌ها شبیه چشمه بودن.
‫بوعز ارباب خوبی بود

485
00:23:19.963 --> 00:23:22.643
‫و فامیل وفاداری بود، بخشنده بود، هرچند صرفه‌جو.

486
00:23:22.803 --> 00:23:25.843
‫زن‌ها، خیلی هوگوئیه. الان می‌فهمید چرا.

487
00:23:26.003 --> 00:23:30.776
‫زن‌ها بیشتر به بوعز نگاه می‌کردن
‫تا به یه جوون، چون جوون خوشگله،

488
00:23:32.796 --> 00:23:36.156
‫«اما پیرمرد، بزرگواره».
‫من نمیگم، آقای هوگو میگه.

489
00:23:36.483 --> 00:23:37.683
‫آره دیگه!

490
00:23:38.843 --> 00:23:42.683
‫تاریکی حالت پیوندِ زناشویی، شکوهمند و با ابهت داشت.

491
00:23:42.843 --> 00:23:44.283
‫و باشکوه.

492
00:23:44.443 --> 00:23:46.471
‫فرشته‌ها بی‌شک پنهانی اونجا می‌پریدن،

493
00:23:46.495 --> 00:23:52.609
‫چون توی دلِ شب هر از گاهی
‫یه چیز آبی رد می‌شد که شبیه بال بود.

494
00:23:52.723 --> 00:23:57.043
‫نفس کشیدنِ بوعز
‫با صدای خفه‌ی جویبارها روی خزه‌ها در هم می‌آمیخت.

495
00:23:57.196 --> 00:23:59.316
‫و اینجا، تجسم نابغه رمبویی.

496
00:23:59.483 --> 00:24:02.403
‫توی ماهی بود که طبیعت مهربونه،
‫

497
00:24:02.563 --> 00:24:04.843
‫تپه‌ها روی قله‌شون بسترِ گلی داشتند..

498
00:24:05.003 --> 00:24:08.363
‫روت تو رویا بود و بوعز خواب بود.

499
00:24:08.523 --> 00:24:10.929
‫فوق‌العاده‌ست. داره جابه‌جایی می‌کنه.

500
00:24:10.963 --> 00:24:14.323
‫علف‌ها سیاه بودن، زنگوله‌ی گله‌ها می‌لرزید.

501
00:24:14.483 --> 00:24:18.123
‫مهربونی عظیمی از آسمون می‌بارید.

502
00:24:18.523 --> 00:24:21.109
‫آروم‌ترین ساعتی بود که شیرها میرن آب بخورن.

503
00:24:21.163 --> 00:24:25.923
‫یه بیت کاملاً بی‌ربط، اما شاهکار، وسط این همه خلاقیت.

504
00:24:26.083 --> 00:24:28.523
‫مینویسه: "آروم‌ترین ساعتی بود که شیرها میرن آب بخورن.."

505
00:24:28.609 --> 00:24:29.883
‫مخاطبا رو حس کردم،

506
00:24:29.996 --> 00:24:33.976
‫هر بار همه‌چیز همینه، مجذوب این نبوغ می‌شن.

507
00:24:34.083 --> 00:24:36.643
‫همه‌چی توی عور و جریماده غرقِ خواب بود.

508
00:24:36.803 --> 00:24:38.683
‫ستاره‌ها آسمون رو آذین بسته بودن. مگه نه؟

509
00:24:38.843 --> 00:24:40.949
‫کتاب‌ها رو آوردم
‫خیلی حال کرده بودن.

510
00:24:41.063 --> 00:24:42.510
‫آره، دقت و توجهشون عالی بود.

511
00:24:42.571 --> 00:24:43.850
‫فوق‌العاده بودن.

512
00:24:43.970 --> 00:24:48.510
‫ستاره‌ها آسمونِ عمیق و تاریک رو میناکاری می‌کردن.

513
00:24:48.550 --> 00:24:51.790
‫هلالِ باریکِ روشن میونِ گل‌های تاریکی توی مغرب می‌درخشد.

514
00:24:51.930 --> 00:24:54.470
‫و روت از خودش می‌پرسید... چه خدایی!

515
00:24:54.471 --> 00:24:58.270
‫به نظر من این همون جمله‌ایه
‫که حتی اگه آتئیست هم باشی اهل معنویتت می‌کنه.

516
00:24:58.271 --> 00:25:03.090
‫چه خدایی،
‫چه دروگرِ ابدیِ تابستونِ جاویدان هنگام رفتن،

517
00:25:03.091 --> 00:25:06.030
‫ از سرِ بی‌توجهی
‫این داسِ طلایی رو توی مزرعه‌ی ستاره‌ها رها کرده.

518
00:25:06.250 --> 00:25:07.670
‫این شعر خیلی خیلی طولانیه، نه؟

519
00:25:07.671 --> 00:25:09.403
‫طولانیه، دارم سعی می‌کنم تا تهش برم.

520
00:25:09.490 --> 00:25:10.816
‫بعضی شب‌ها موفق میشم.

521
00:25:10.890 --> 00:25:13.530
‫بستگی به حال‌وهوای تماشاچیا و حالِ خودم داره.

522
00:25:13.610 --> 00:25:16.156
‫راستش کلاً دوست ندارم
‫دست به این شاهکار بزنم و قطعش کنم،

523
00:25:16.157 --> 00:25:19.570
‫چون نمی‌تونم روت و بوعز رو
‫بین زمین و هوا معلق بذارم.

524
00:25:19.609 --> 00:25:21.336
‫- تا فردا، کوزیما.
‫- تا فردا.

525
00:25:21.363 --> 00:25:24.563
‫روت تو رویا بود و بوعز خواب بود. علف‌ها سیاه بودن.

526
00:25:24.723 --> 00:25:26.243
‫علف‌ها سیاه بودن.

527
00:25:26.403 --> 00:25:28.643
‫هیچ‌کس متوجه نمی‌شه. علف‌ها سیاه بودن.

528
00:25:28.803 --> 00:25:31.443
‫بیست دقیقه اجراش کردم.
‫دو بار هم انجامش می‌دادم.

529
00:25:31.603 --> 00:25:33.083
‫سومی رو هم برات اجرا می‌کردم.

530
00:25:33.243 --> 00:25:34.563
‫می‌بوسمت، به زودی می‌بینمت.

531
00:25:34.720 --> 00:25:38.500
‫«چمن‌ها سیاه بودن.»
‫«زنگوله‌ی گله‌ها می‌تپید...»

532
00:25:40.443 --> 00:25:41.923
‫مبروک، دیگه باید بریم.

533
00:25:42.083 --> 00:25:42.923
‫هلاک شدم.

534
00:25:43.083 --> 00:25:44.643
‫ عصر بخیر!

535
00:25:44.803 --> 00:25:46.003
‫ عصر بخیر!

536
00:25:46.163 --> 00:25:47.483
‫ تو سالن بودید؟

537
00:25:47.643 --> 00:25:49.256
‫دوباره اومدید نمایش رو ببینید؟

538
00:25:49.323 --> 00:25:52.403
‫ نه، اما می‌دونستیم این‌جا پیدا تون می‌کنیم.

539
00:25:52.563 --> 00:25:55.283
‫و چون بعد از اجرای اول
‫چیزی بهتون نگفته بودیم،

540
00:25:55.443 --> 00:25:56.603
‫ خوشتون نیومده بود؟

541
00:25:56.763 --> 00:25:58.222
‫ چرا، اتفاقاً.

542
00:25:59.003 --> 00:26:01.323
‫ دلمون خواست ازتون تشکر کنیم.

543
00:26:01.483 --> 00:26:02.883
‫ بچه‌های باادبی هستید.

544
00:26:03.043 --> 00:26:05.283
‫- بهش بگیم؟
‫- ازش بدتون اومد؟

545
00:26:05.443 --> 00:26:07.043
‫ نه. بدمون نیومد.

546
00:26:07.403 --> 00:26:10.683
‫فقط مسئله اینه که خیلی از ما دوره.

547
00:26:10.963 --> 00:26:13.163
‫نه از ما، بلکه از نمایش ما.

548
00:26:13.323 --> 00:26:14.276
‫یعنی چی نمایشِ شما؟

549
00:26:14.323 --> 00:26:16.243
‫ ما هم داریم روی هوگو کار می‌کنیم.

550
00:26:16.403 --> 00:26:17.483
‫ روی هوگو؟

551
00:26:17.643 --> 00:26:21.283
‫ آره. یعنی، بیشتر روی زن‌هایی
‫که اطراف هوگو هستن.

552
00:26:21.443 --> 00:26:23.643
‫اهمیتشون، حضورشون.

553
00:26:23.803 --> 00:26:26.283
‫چون خب، بدون اونا، این،

554
00:26:27.443 --> 00:26:31.483
‫ زن‌ها الهام‌بخش‌ش بودن، اساساً می‌تونم بگم،

555
00:26:31.643 --> 00:26:34.723
‫این همون چیزیه که واقعاً میشه
‫بهش گفت عاشق‌پیشه‌ی بزرگ.

556
00:26:34.883 --> 00:26:39.196
‫ این همون چیزیه که می‌شه بهش گفت:
‫« یه زن‌باره‌ی قهار».

557
00:26:39.856 --> 00:26:41.703
‫نه، این ساده‌انگارانه‌ست.

558
00:26:41.789 --> 00:26:42.723
‫ من با پیا موافقم.

559
00:26:42.883 --> 00:26:44.963
‫نمی‌شه هوگو رو به این خلاصه کرد.

560
00:26:45.123 --> 00:26:46.083
‫ این‌جوری نیست.

561
00:26:46.243 --> 00:26:48.169
‫ اون یه نیروی حیاتی جنسی داشت.

562
00:26:48.243 --> 00:26:50.036
‫یه انرژی‌ای که تا حالا ندیده بودیم.

563
00:26:50.083 --> 00:26:51.923
‫تمایلات جنسی‌ش عظیم بود.

564
00:26:52.083 --> 00:26:52.949
‫ موافقم.

565
00:26:53.050 --> 00:26:54.410
‫آها، سرِ این کاملاً موافقیم.

566
00:26:54.523 --> 00:26:56.563
‫انرژی خیلی زیادی داشت.

567
00:26:56.723 --> 00:27:00.403
‫ یه انرژی جنسی غول‌پیکر
‫ازش یه زن‌باره‌ی قهار نمی‌سازه.

568
00:27:00.563 --> 00:27:02.123
‫ اینا مترادفنن.

569
00:27:02.283 --> 00:27:04.483
‫ وقتی عاشق می‌شد،
‫صمیمانه عشق می‌ورزید.

570
00:27:04.843 --> 00:27:07.123
‫به ژولیت و لئونی بیار.

571
00:27:07.283 --> 00:27:10.083
‫و به همه زن‌ها. با قلبش دوستشون داشت،

572
00:27:10.243 --> 00:27:12.523
‫و با جسمش. و با فکرش.

573
00:27:12.683 --> 00:27:14.403
‫آره، ولی این اونا بودن که عاشقای واقعی بودن.

574
00:27:14.563 --> 00:27:16.843
‫خودش، از عشق استفاده می‌کرد تا بنویسه.

575
00:27:16.896 --> 00:27:17.876
‫ابزارش کرده بود.

576
00:27:17.969 --> 00:27:19.643
‫نه، ازش واسه سکس کردن استفاده می‌کرد.

577
00:27:19.689 --> 00:27:21.009
‫- میخوام بگم ،خیلی عجیبه خدایی.
‫- بیخیال بابا!

578
00:27:21.083 --> 00:27:22.403
‫ اما حقیقته.

579
00:27:22.563 --> 00:27:23.963
‫ شما زن‌ها و هوگو رو از هم جدا می‌کنید.

580
00:27:24.403 --> 00:27:28.003
‫شما ترکیبِ هوگوی عاشق زن‌ها رو جدا می‌کنید.

581
00:27:28.163 --> 00:27:29.923
‫اینکه الهام‌بخش‌ش بودن یه مسئله‌ست.

582
00:27:30.083 --> 00:27:32.523
‫اما اونا نیستن که قربانی باشن،

583
00:27:32.683 --> 00:27:35.683
‫ نگفتیم که جداشون می‌کنیم.

584
00:27:35.843 --> 00:27:37.676
‫ بیایید نمایش رو ببینید.

585
00:27:38.283 --> 00:27:39.763
‫ آره، با کمال میل.

586
00:27:39.923 --> 00:27:42.083
‫ و می‌بینید که این‌طوری نیست.

587
00:27:42.243 --> 00:27:43.723
‫ خب، خیلی خوشحالم.

588
00:27:43.883 --> 00:27:46.643
‫نه جدا می‌کنیم نه تقابل ایجاد می‌کنیم.

589
00:27:46.803 --> 00:27:49.043
‫- فقط نمایان‌شون می‌کنیم.
‫-  نمایان‌شون می‌کنیم؟

590
00:27:49.203 --> 00:27:50.483
‫فوق‌العاده‌ست.

591
00:27:50.643 --> 00:27:51.656
‫برسونیمتون؟

592
00:27:51.741 --> 00:27:52.714
‫تا توکان سفید.

593
00:27:52.782 --> 00:27:53.963
‫ از مبروک بپرسیم.

594
00:27:54.123 --> 00:27:55.003
‫مبروک؟

595
00:27:55.163 --> 00:27:57.923
‫میریم خانوما رو که دوستای لیزبتن برسونیم.

596
00:27:58.083 --> 00:28:00.403
‫من می‌شینم جلو چون عقب ماشین حالت تهوع میگیرم.

597
00:28:01.163 --> 00:28:04.323
‫باورنکردنیه که ویکتور هوگو رو
‫تا حد یه زن‌باره پایین بیاریم.

598
00:28:04.483 --> 00:28:06.883
‫- پایینش نمیاریم!
‫- چرا، می‌آرید.

599
00:28:07.243 --> 00:28:10.283
‫تازه از سن اومدم بیرون،
‫«بوعز خفته» رو بازی کردم

600
00:28:10.443 --> 00:28:14.123
‫بعد می‌بینم چندتا دختر باحال
‫دارن بهم میگن اون یه زن‌باره‌ست.

601
00:28:14.283 --> 00:28:15.643
‫ حواست به سرت باشه.

602
00:28:15.803 --> 00:28:17.163
‫ من دیگه خسته شدم.

603
00:28:18.603 --> 00:28:21.283
‫دارین زیاده‌روی می‌کنید. خیلی خشنید.

604
00:28:22.003 --> 00:28:24.923
‫هوگو، نابغه‌ی عشقه.

605
00:28:28.523 --> 00:28:31.883
‫راستی، به لیزبت گفتین که پدرش اومده بود؟

606
00:28:32.043 --> 00:28:33.643
‫نمی‌تونم بهش زنگ بزنم.

607
00:28:33.803 --> 00:28:34.763
‫ پدرش؟

608
00:28:34.923 --> 00:28:36.883
‫ آره، قضیه اینه که،

609
00:28:37.243 --> 00:28:39.523
‫علاوه بر اینکه دوستشم، پدرشم.

610
00:28:39.683 --> 00:28:41.043
‫یا برعکس.

611
00:28:41.803 --> 00:28:43.523
‫ خیلی رد دادید.

612
00:28:44.803 --> 00:28:47.523
‫ نه، ما فقط بهش گفتیم که زوکینی دنبالشه.

613
00:28:48.163 --> 00:28:50.563
‫ چرا نگفت که شما پدرش هستین؟

614
00:28:50.723 --> 00:28:52.029
‫ما از کلاس چهارم همو می‌شناسیم.

615
00:28:54.243 --> 00:28:55.563
‫ زنمه‌.

616
00:28:55.723 --> 00:28:57.763
‫حالا چه فکرایی که نمی‌کنه؟

617
00:28:57.923 --> 00:29:00.243
‫هیچی، بعدشم، حق داره که اونجوری فکر کنه.

618
00:29:00.403 --> 00:29:03.763
‫بهش میگید که قراره با ما کار کنید.

619
00:29:04.123 --> 00:29:06.203
‫با شما  کار کنم؟ این دیگه چه کلاهبرداریه‌ای؟

620
00:29:06.363 --> 00:29:08.723
‫- آره.
‫- من برای رقیب کار نمی‌کنم.

621
00:29:09.035 --> 00:29:10.655
‫آه، عشقِ آمریکاییِ من.

622
00:29:10.883 --> 00:29:11.923
‫ چطوری، عزیزم؟

623
00:29:12.083 --> 00:29:13.403
‫ تو ماشینم.

624
00:29:13.563 --> 00:29:15.563
‫- تنهایی؟
‫- تنها نیستم.

625
00:29:15.723 --> 00:29:17.843
‫- اِ، جدی؟
‫- با دخترا هستم.

626
00:29:17.928 --> 00:29:18.675
‫دخترا؟!

627
00:29:18.763 --> 00:29:20.723
‫یعنی، با دوستای لیزبت.

628
00:29:21.323 --> 00:29:23.123
‫دارن یه نمایش درباره هوگو آماده می‌کنن.

629
00:29:23.283 --> 00:29:25.043
‫ زن‌های ویکتور هوگو.

630
00:29:25.203 --> 00:29:26.443
‫ زن‌های ویکتور هوگو.

631
00:29:26.603 --> 00:29:30.203
‫جورجیا رو بهت معرفی می‌کنم، که نقشِ...

632
00:29:30.363 --> 00:29:33.163
‫ ادل هوگو رو بازی می‌کنه.
‫منم، من ادل رو بازی می‌کنم.

633
00:29:33.323 --> 00:29:34.283
‫ سلام.

634
00:29:34.443 --> 00:29:35.683
‫ نام اصلیش فوشه بود.

635
00:29:35.843 --> 00:29:38.563
‫ قبل از شروع، یه کم تحقیق کردیم.

636
00:29:38.723 --> 00:29:41.443
‫ آره. بعد، بهت معرفی می‌کنم،

637
00:29:41.603 --> 00:29:45.123
‫ سلام. ژولیت دروئه، معشوقه‌ی رسمی‌اش.

638
00:29:45.283 --> 00:29:46.563
‫ شبیه‌اش هستی.

639
00:29:46.723 --> 00:29:48.682
‫- و بعدی...
‫- لئونی. عصر بخیر

640
00:29:48.843 --> 00:29:50.803
‫اونی که جوونه. باطراوته. سرکشه.

641
00:29:50.923 --> 00:29:53.123
‫ اونی که من دوست دارم.
‫ دقیقاً.

642
00:29:53.283 --> 00:29:54.763
‫فضای امشب این‌طوریه.

643
00:29:54.923 --> 00:29:58.283
‫اونا یه نظریه داشتن. فکر می‌کردن اون مردسالاره.

644
00:29:58.443 --> 00:30:00.923
‫ نه! علیه هوگو نه!

645
00:30:01.083 --> 00:30:04.043
‫ تفاوتش اینه که ما، تو نمایش‌مون،

646
00:30:04.203 --> 00:30:07.963
‫از دید این شخصیت‌های زن شروع می‌کنیم.

647
00:30:08.123 --> 00:30:10.603
‫و تو، همیشه از دید هوگو پیش میری.

648
00:30:10.763 --> 00:30:12.443
‫اینکه چطور دورش می‌چرخن.

649
00:30:12.603 --> 00:30:16.843
‫در حالی که برای ما، برعکسه‌،
‫چطور هوگو دور اونا می‌چرخه.

650
00:30:18.363 --> 00:30:21.163
‫پس تو این مورد، با هم مخالفیم.

651
00:30:21.323 --> 00:30:24.683
‫ مسئله‌ی من اینه که سعی کنم به نثر هوگو خدمت کنم.

652
00:30:24.843 --> 00:30:27.683
‫ژولیت دروئه، وقتی می‌نوشت،

653
00:30:27.843 --> 00:30:31.283
‫تو نمایش من، به نثر ژولیت دروئه خدمت می‌کنم.

654
00:30:32.243 --> 00:30:34.483
‫این‌وقت شب کی واسه کسی سلفی می‌فرسته؟

655
00:30:34.643 --> 00:30:36.763
‫ نه، چیزی نیست، واسه اینستامه‌.

656
00:30:36.923 --> 00:30:38.003
‫اینستاگرام.

657
00:30:38.843 --> 00:30:41.403
‫ می‌دونم چیه. منم یکی دارم.

658
00:30:42.763 --> 00:30:45.203
‫می‌دونید همه‌چیز چطور شروع شد؟

659
00:30:45.363 --> 00:30:48.003
‫وقتی از اون شهر معروف برگشت

660
00:30:48.163 --> 00:30:50.283
‫جایی که فهمید دخترش مرده،

661
00:30:50.443 --> 00:30:52.323
‫این مال روشفوره.

662
00:30:52.483 --> 00:30:55.123
‫وقتی از روشفور برمی‌گرده، کاملاً نابود شده.

663
00:30:55.643 --> 00:30:59.523
‫تو روزنامه‌ها می‌فهمه،
‫همه‌مون می‌دونیم، که دخترش غرق شده.

664
00:30:59.683 --> 00:31:02.043
‫برمی‌گرده، دیگه ژولیت رو تحمل نمی‌کنه.

665
00:31:02.203 --> 00:31:04.843
‫اون تداعی‌کننده‌ی وحشتِ از دست دادن دخترشه

666
00:31:05.003 --> 00:31:06.443
‫وقتی که با معشوقه‌ش بود.

667
00:31:06.603 --> 00:31:07.923
‫غرق در افسردگی تو خودش حبس میشه.

668
00:31:08.083 --> 00:31:10.763
‫یکی بهش میگه: «باید شام بخوری، بری بیرون.»

669
00:31:10.923 --> 00:31:12.963
‫بعد از ۴ ماه، از خونه می‌زنه بیرون.

670
00:31:13.003 --> 00:31:15.683
‫می‌ره یه مهمونیِ شام و برمی‌خوره به لئونی بیار.

671
00:31:15.742 --> 00:31:17.643
‫این افتضاح با زن‌ها،

672
00:31:17.963 --> 00:31:19.483
‫مقصر هست یا نه، نمی‌دونم،

673
00:31:19.643 --> 00:31:21.603
‫اما زندگی عادی‌ای نداره.

674
00:31:21.963 --> 00:31:25.203
‫اتفاقات دراماتیک، انقلاب، کودتا،

675
00:31:25.336 --> 00:31:30.043
‫همه‌ی اینا هست،
‫مجبور میشه با ژولیت فرار کنه بره بلژیک.

676
00:31:30.203 --> 00:31:31.763
‫ادل بعداً بهشون ملحق میشه.

677
00:31:31.923 --> 00:31:33.483
‫نکته‌ی فوق‌العاده‌اش همینه.

678
00:31:33.683 --> 00:31:36.043
‫لئونی بیار ول‌کن ماجرا نیست.

679
00:31:36.203 --> 00:31:38.523
‫بهش می‌نویسه: «دارم میام بروکسل.»

680
00:31:38.683 --> 00:31:42.243
‫و اینجا، هوگو یه کار کاملاً غیرقابل درک انجام میده.

681
00:31:43.563 --> 00:31:46.083
‫جالبه که اینو دارین بهم میگین.

682
00:31:46.243 --> 00:31:48.043
‫شاید شما هم تو کارتون بگنجونیدش.

683
00:31:48.203 --> 00:31:50.629
‫از همسرش می‌خواد،

684
00:31:50.963 --> 00:31:52.083
‫از ادل،

685
00:31:52.243 --> 00:31:53.523
‫از ادل می‌خواد

686
00:31:53.883 --> 00:31:57.363
‫که به لئونی بگه نباید همین الان بیاد.

687
00:31:57.523 --> 00:31:59.363
‫از همسرش می‌خواد،

688
00:31:59.683 --> 00:32:01.163
‫از همسرش، ادل،

689
00:32:02.963 --> 00:32:06.083
‫که لئونی بیار رو منصرف کنه .

690
00:32:06.243 --> 00:32:07.563
‫ این خیلی ناجوانمردانه‌ست.

691
00:32:07.723 --> 00:32:09.043
‫ این فراتر از ناجوانمردیه.

692
00:32:09.109 --> 00:32:12.043
‫هزاران احتمال برای تفسیر وجود داره.

693
00:32:12.603 --> 00:32:16.323
‫می‌تونه این باشه که،
‫در مواجهه با، میل زنانه، هول میشه.

694
00:32:16.483 --> 00:32:18.283
‫ این هر روز برای ما پیش میاد.

695
00:32:18.443 --> 00:32:21.163
‫ مردا از میل جنسی‌ات می‌ترسن؟
‫ همیشه.

696
00:32:21.323 --> 00:32:22.803
‫ این فوق‌العاده‌ست. بالاخره.

697
00:32:22.963 --> 00:32:24.883
‫سال‌هاست منتظر این لحظه‌ام.

698
00:32:25.043 --> 00:32:28.923
‫که یکی بهم بگه زنا فهمیدن مردا می‌ترسن.

699
00:32:29.083 --> 00:32:32.083
‫ من، شریک زندگی قبلیمو ترک کردم،

700
00:32:32.243 --> 00:32:33.443
‫- شریک زندگی؟
‫- آره.

701
00:32:33.603 --> 00:32:34.789
‫ دوست‌پسر قبلی؟

702
00:32:34.880 --> 00:32:35.973
‫رفیق سابق.

703
00:32:36.313 --> 00:32:37.640
‫سابق...

704
00:32:37.743 --> 00:32:38.723
‫مردِ سایق

705
00:32:38.883 --> 00:32:42.403
‫- بهش خیانت کردی؟
‫- در واقع، عاشق یکی شدم.

706
00:32:43.883 --> 00:32:46.523
‫اما هیچ‌وقت با هم رابطه نداشتیم.

707
00:32:47.563 --> 00:32:49.883
‫و من شریک زندگی قبلیمو ترک کردم

708
00:32:50.043 --> 00:32:51.603
‫تا داستانم رو زندگی کنم.

709
00:32:51.763 --> 00:32:53.963
‫و اون یکی ترسید. همین.

710
00:32:54.123 --> 00:32:55.803
‫پس تنها موندم.

711
00:32:56.083 --> 00:32:59.723
‫ خیلی مسئله‌ی ترس از میل جنسی زن‌ها نیست.

712
00:32:59.816 --> 00:33:02.347
‫- نه.
‫- به نظر من دقیقاً همینه.

713
00:33:02.403 --> 00:33:05.683
‫جالب‌تر اینه که بری سراغ دختری که باید فتحش کنی،

714
00:33:05.843 --> 00:33:08.323
‫در حالی که زنی که دلش می‌خواد رابطه داشته باشه

715
00:33:08.483 --> 00:33:11.923
‫و بدون شرم میگه، خودشو هم‌سطح مرد می‌کنه.

716
00:33:12.083 --> 00:33:14.683
‫و فکر می‌کنم فراتر از ترس، قضیه اینه که...

717
00:33:15.243 --> 00:33:18.523
‫یهو مرد میبینه دیگه تسلطی روی زنی نداره

718
00:33:18.683 --> 00:33:21.883
‫که کاملاً مال خودش باشه.

719
00:33:22.243 --> 00:33:26.963
‫همینه. ترس از زنی که،
‫کاملاً به خودش مسلطه.

720
00:33:27.123 --> 00:33:29.163
‫ آره، اما این دوتا به هم ربط دارن.

721
00:33:29.323 --> 00:33:31.003
‫ آره، مرتبطن.

722
00:33:31.163 --> 00:33:33.443
‫ بیایید اسمشو بیاریم، این همون ترسیه...

723
00:33:33.603 --> 00:33:35.623
‫ که فروید به عنوان اضطرابِ قاره‌ی سیاه تعریف کرده.

724
00:33:35.689 --> 00:33:37.549
‫یعنی مردا از اینکه وارد اون قلمرو بشن می‌ترسن.

725
00:33:37.603 --> 00:33:39.523
‫خب برن با همون هم‌جنسای خودشون کار کنن دیگه.

726
00:33:39.723 --> 00:33:41.923
‫فکر می‌کنم بازم یه مسئله‌ست.

727
00:33:42.083 --> 00:33:44.083
‫ تو نسبت به مردا خصومت داری.

728
00:33:44.176 --> 00:33:45.276
‫ روان‌شناسی زنانه.

729
00:33:45.323 --> 00:33:48.763
‫ این که حرفمو می‌زنم دلیل بر خصومت نیست.

730
00:33:48.923 --> 00:33:50.883
‫دلیلش هم اینه که الان یکی هست که منتظرمه، می‌بینی؟

731
00:33:51.043 --> 00:33:53.323
‫صبر کن، ساعت ۵ صبح قرار داری؟

732
00:33:53.483 --> 00:33:54.723
‫ لعنتی، عجب انگیزه‌ای داری.

733
00:33:55.083 --> 00:33:57.003
‫ در ساعتی که حومه شهر سفید می‌شود،

734
00:33:57.363 --> 00:33:58.883
‫دیگه یه صبحانه‌ست، همین.

735
00:33:59.563 --> 00:34:01.243
‫تازه، اسمش هم هوگوئه.

736
00:34:01.403 --> 00:34:02.563
‫این خودش یه نشونه‌ست.

737
00:34:02.723 --> 00:34:03.683
‫ شاید.

738
00:34:04.043 --> 00:34:05.083
‫ من میرم. منم همین‌طور.

739
00:34:05.243 --> 00:34:05.931
‫خداحافظ.

740
00:34:05.955 --> 00:34:06.643
‫خداحافظ.

741
00:34:07.523 --> 00:34:09.102
‫ منتظرت بمونم؟
‫ آره.

742
00:34:11.123 --> 00:34:12.762
‫ خداحافظ، روبرت.
‫ خداحافظ.

743
00:34:13.509 --> 00:34:15.482
‫ پیا پپین، شما بمونید..
‫ اوه نه.

744
00:34:15.643 --> 00:34:18.563
‫نه، ساعت ۵ صبحه.
‫بی‌خیال، من دیگه بریدم.

745
00:34:23.123 --> 00:34:25.163
‫می‌آین نمایش ما رو ببینید؟

746
00:34:25.323 --> 00:34:26.603
‫ آره، حتماً.

747
00:34:27.123 --> 00:34:28.363
‫ لیزبت هم هست.

748
00:34:28.923 --> 00:34:31.923
‫ جدی؟
‫توش بازی می‌کنه؟ می‌خواد بازیگر بشه؟

749
00:34:32.083 --> 00:34:34.483
‫ نه. سال آخر دبیرستان همه‌چیز رو ول کرد.

750
00:34:34.643 --> 00:34:38.003
‫اما شانسو تئاتر رو به ما می‌داد. کارای خودمون رو می‌کردیم.

751
00:34:38.443 --> 00:34:40.083
‫و لیزبت،

752
00:34:40.323 --> 00:34:41.963
‫اون، نگاهمون می‌کنه،

753
00:34:42.123 --> 00:34:43.363
‫بهمون مشورت میده.

754
00:34:43.523 --> 00:34:45.843
‫گاهی وقت‌ها تو گیشه بلیت‌فروشی می‌کنه

755
00:34:46.163 --> 00:34:48.923
‫خیلی دوست داشتیم
‫وقتی ۱۲، ۱۳ ساله بودیم این بازی رو بکنیم.

756
00:34:49.083 --> 00:34:50.443
‫به شانسو کمک می‌کردیم.

757
00:34:51.482 --> 00:34:53.762
‫امیدوارم دوباره برگرده سراغ تئاتر.

758
00:34:56.083 --> 00:34:57.163
‫خب، دیگه.

759
00:34:57.723 --> 00:34:59.422
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

760
00:34:59.529 --> 00:35:01.204
‫سعی کنید بخوابید.

761
00:35:01.315 --> 00:35:02.069
‫باشه.

762
00:35:25.363 --> 00:35:27.363
‫تو حیاط داری می‌شاشی، شوالیه؟

763
00:35:27.429 --> 00:35:31.582
‫ آره، شرمنده.
‫تو یه مزرعه بزرگ شدم، حسشو دوست دارم.

764
00:35:33.523 --> 00:35:36.483
‫نگران نباش، شیلنگ آب رو میگیرم روش.

765
00:35:37.003 --> 00:35:39.003
‫راستی، دخترتون اومده بود.

766
00:35:39.803 --> 00:35:41.283
‫ دخترم؟ مطمئنی؟

767
00:35:41.643 --> 00:35:44.763
‫ خودش بهم گفت.
‫داشتم سیگار می‌کشیدم، در باز بود.

768
00:35:44.923 --> 00:35:46.203
‫اجازه گرفت بره بالا.

769
00:35:46.363 --> 00:35:48.323
‫ خب باید نگه‌ش می‌داشتی!

770
00:35:48.483 --> 00:35:50.963
‫ نمی‌دونستم دختر داری.

771
00:35:51.363 --> 00:35:52.763
‫می‌تونست هرکسی باشه.

772
00:35:52.923 --> 00:35:55.169
‫با این آرایشش شبیه کولی‌ها شده بود.

773
00:35:55.243 --> 00:35:56.363
‫ کولی؟

774
00:35:57.003 --> 00:35:58.523
‫بلونده، مگه نه؟

775
00:35:58.642 --> 00:36:00.289
‫ آره و نه. چه میدونم.

776
00:36:01.843 --> 00:36:03.683
‫ فکر می‌کنی شبیه کولی‌هام؟

777
00:36:03.843 --> 00:36:05.283
‫ آره، کاملاً.

778
00:36:05.723 --> 00:36:06.843
‫ خب. روز خوش.

779
00:36:08.283 --> 00:36:09.443
‫ روز شما هم خوش.

780
00:36:17.163 --> 00:36:19.923
‫ نمی‌تونم برم برات نون شکلاتی بگیرم.

781
00:36:20.083 --> 00:36:23.763
‫بو میده. فضله اسبه.
‫یعنی، بوش کمتر از گُهه، لعنتی.

782
00:36:24.163 --> 00:36:26.563
‫ امروز صبح نمی‌خوام.

783
00:36:26.963 --> 00:36:28.883
‫گفتی فضله، فضله‌ی اسب؟

784
00:36:29.043 --> 00:36:31.283
‫ آره. فضله مال اسباس.

785
00:36:31.443 --> 00:36:33.363
‫ اسب‌ها، اما کدوم اسب‌ها؟

786
00:36:33.523 --> 00:36:34.876
‫این‌جا که اسبی نیست.

787
00:36:35.009 --> 00:36:38.123
‫من پیش خالم کارآموزم و اهل اینجا نیستم.

788
00:36:38.283 --> 00:36:40.043
‫حتماً هستن، اینا رو جا گذاشتن.

789
00:36:40.203 --> 00:36:42.043
‫ شاید برای گارد جمهوریه.

790
00:36:42.403 --> 00:36:43.763
‫خب، خیلی بعیده.

791
00:36:43.923 --> 00:36:44.963
‫این اطراف هم نیستن.

792
00:36:45.123 --> 00:36:46.363
‫ این دیگه چه گاردیه؟

793
00:36:46.523 --> 00:36:48.283
‫ پلیس‌های اسب‌سوارن.

794
00:36:49.843 --> 00:36:51.043
‫نه، واقعاً وجود دارن.

795
00:36:52.443 --> 00:36:53.763
‫خب، روز خوش.

796
00:36:53.963 --> 00:36:55.003
‫ صبر کنید!

797
00:36:55.803 --> 00:36:58.003
‫یه سری دختر اینو دادن
‫به من که به شما بدم.

798
00:36:58.163 --> 00:37:00.443
‫بلیت یه تئاتره که اسمش اسم یه پرنده‌ست.

799
00:37:00.603 --> 00:37:02.442
‫- توکان سفید.
‫- آره. میشناسید؟

800
00:37:02.603 --> 00:37:03.963
‫ همون جاییه که من کارمو شروع کردم.

801
00:37:04.123 --> 00:37:05.323
‫ چی رو شروع کردی؟

802
00:37:05.963 --> 00:37:06.843
‫ هیچی.

803
00:37:13.763 --> 00:37:17.403
‫ سعی کنید جزئیاتی اضافه کنید به این لحظه که هوگو

804
00:37:17.563 --> 00:37:23.403
‫قراره اقدام به پایین آوردن تابلوی لئوپولدین بکنه
‫که تو موزه‌ی میدان ووژ دیده میشه.

805
00:37:23.563 --> 00:37:26.643
‫اون لحظه خیلی هوگو نیست، بیشتر ویکتوره.

806
00:37:26.803 --> 00:37:30.923
‫چیزی که وحشتناکه، اینه که،
‫می‌دونه که باید به نامه‌های تسلیت جواب بده.

807
00:37:31.083 --> 00:37:32.683
‫لامارتین، بودلر، فلوبر،

808
00:37:32.843 --> 00:37:36.603
‫نباید شاه لوئی فیلیپ و فرانسوا گیزو رو فراموش کرد.

809
00:37:41.363 --> 00:37:42.603
‫کی اونجاست؟

810
00:37:43.123 --> 00:37:44.523
‫کسی هست؟

811
00:37:48.963 --> 00:37:50.443
‫ دارم پاگرد رو تمیز می‌کنم.

812
00:37:50.843 --> 00:37:53.716
‫حتی یکشنبه‌ها؟ باید استراحت کنی.

813
00:37:53.763 --> 00:37:56.643
‫ من فقط همینو دوست دارم.
‫ این کار تورو می‌کشه.

814
00:37:56.709 --> 00:37:57.843
‫ من فقط همینو دوست دارم.

815
00:37:57.903 --> 00:37:59.549
‫و حتی یکشنبه‌ها هم بازی می‌کنم.

816
00:37:59.643 --> 00:38:01.403
‫- روز خوبی داشته باشی.
‫- روز شما هم خوش.

817
00:38:04.003 --> 00:38:06.083
‫ چطوری مبروک؟ روزت چطور گذشت؟

818
00:38:06.243 --> 00:38:07.843
‫ خیلی خوب. همه‌چیز رو به راه بود.

819
00:38:08.003 --> 00:38:09.083
‫ منم همین‌طور.

820
00:38:09.243 --> 00:38:11.523
‫همه‌چیز رو به راه بود. خوب کار کردم.

821
00:38:13.363 --> 00:38:15.563
‫ پسرم تو مدرسه‌اش داره هوگو یاد میگیره.

822
00:38:16.203 --> 00:38:17.563
‫یه شعر.

823
00:38:17.843 --> 00:38:20.883
‫« چه تعداد ملوان، چه تعداد کاپیتان،»

824
00:38:21.043 --> 00:38:23.483
‫ که شاد و خوشحال رفتن به سفرهای دور،

825
00:38:23.643 --> 00:38:25.763
‫تو این افق غم‌انگیز ناپدید شدن.»

826
00:38:26.523 --> 00:38:28.963
‫شعر خیلی معروفیه. خیلی زیباست. غنائیه.

827
00:38:29.123 --> 00:38:31.363
‫من اجراش نمی‌کنم، اما باید بکنم.

828
00:38:33.163 --> 00:38:34.123
‫چند سالشه؟

829
00:38:34.443 --> 00:38:35.723
‫ ۱۱ سالشه.

830
00:38:36.803 --> 00:38:39.643
‫«چند نفر ناپدید شدن، سرنوشت سخت و غم‌انگیز،»

831
00:38:39.803 --> 00:38:43.243
‫«تو یه دریای بی‌انتها، تو یه شب بی‌ماه،»

832
00:38:43.403 --> 00:38:46.123
‫«زیر اقیانوس کور، برای همیشه مدفون شدن.»

833
00:38:46.843 --> 00:38:49.563
‫«چه تعداد ناخدا همراه کاپیتانشون مردن؟»

834
00:38:50.163 --> 00:38:51.963
‫ اینه، این‌جا.

835
00:38:53.083 --> 00:38:53.923
‫ پسرتونه؟

836
00:38:55.003 --> 00:38:57.483
‫چه قدر خوش‌تیپه. شبیه شماست.

837
00:38:57.843 --> 00:39:00.563
‫چشم‌هاتون خیلی، شبیه همدیگه‌ست.

838
00:39:01.443 --> 00:39:03.683
‫آفرین، مبروک. عالیه.

839
00:39:03.843 --> 00:39:05.003
‫ ممنون.

840
00:39:13.363 --> 00:39:14.723
‫منتظر تماسی؟

841
00:39:14.883 --> 00:39:16.323
‫ منتظر تماس دخترمم،

842
00:39:16.483 --> 00:39:19.523
‫چون مدام میره رو پیام‌گیرش.

843
00:39:19.683 --> 00:39:21.389
‫نمی‌تونم بهش برسم.

844
00:39:21.643 --> 00:39:22.843
‫ چند سالشه؟

845
00:39:23.683 --> 00:39:25.843
‫ اون، ۲۰۰۲.

846
00:39:26.363 --> 00:39:27.243
‫ژوئیه ۲۰۰۲.

847
00:39:27.403 --> 00:39:29.849
‫ جوونا هیچ‌وقت جواب نمیدن.

848
00:39:30.776 --> 00:39:32.329
‫مگه با پیامک.

849
00:39:32.363 --> 00:39:34.203
‫ می‌تونم یه پیامک امتحان کنم.

850
00:39:34.723 --> 00:39:37.803
‫اما چی بهش بگم؟
‫خیلی با هم در ارتباط نیستیم.

851
00:39:37.963 --> 00:39:39.803
‫ یا یه عکس. اینو دوست دارن.

852
00:39:39.963 --> 00:39:41.323
‫ عکس چی؟

853
00:39:41.483 --> 00:39:42.843
‫ یه عکس از خودت.

854
00:39:43.003 --> 00:39:45.243
‫ دیوونه شدی؟ عکس خودم؟

855
00:39:45.403 --> 00:39:46.963
‫ یا یه پیام صوتی.

856
00:39:47.123 --> 00:39:47.909
‫ اون چیه؟

857
00:39:47.981 --> 00:39:49.081
‫یه پیام صوتی دیگه!

858
00:39:49.283 --> 00:39:51.523
‫پیام صوتی. یه پیغام. آیکون کوچیک. میکروفون.

859
00:39:51.803 --> 00:39:53.403
‫ یعنی چی، آیکون؟

860
00:39:53.563 --> 00:39:54.323
‫مجسمه‌ها؟

861
00:39:54.483 --> 00:39:56.483
‫بغل اون ایموجیهاا.

862
00:39:56.643 --> 00:39:59.803
‫ رو آیکون میکروفون بزن.

863
00:39:59.963 --> 00:40:01.443
‫ضبط می‌کنی، می‌فرستی.

864
00:40:01.603 --> 00:40:03.163
‫ باشه، اما،

865
00:40:03.483 --> 00:40:05.883
‫باید تمرکز کنم. باید فکر کنم.

866
00:40:06.043 --> 00:40:08.883
‫ فکر کردن نداره. باید انجامش بدی، همین.

867
00:40:09.043 --> 00:40:10.909
‫ خیلی پیچیده‌ست.

868
00:40:11.363 --> 00:40:13.283
‫مبروک داری چیکار می‌کنی؟

869
00:40:13.843 --> 00:40:15.163
‫مبروک!

870
00:40:15.683 --> 00:40:16.403
‫این،

871
00:40:16.683 --> 00:40:17.483
‫ بده من اون رو.

872
00:40:17.643 --> 00:40:18.803
‫ مبروک!

873
00:40:20.363 --> 00:40:23.563
‫- شارژم داره تموم میشه.
‫- من کار درست رو می‌کنم.

874
00:40:25.203 --> 00:40:26.523
‫بفرمایید.

875
00:40:26.803 --> 00:40:29.123
‫آره، لیزبت. آره، دختر خوشگلم.

876
00:40:29.283 --> 00:40:30.843
‫مبروک داره باهات حرف می‌زنه.

877
00:40:30.950 --> 00:40:35.464
‫به خاطر پدرت،
‫که مدت‌هاست می‌شناسمش، خیلی دوسش دارم،

878
00:40:35.603 --> 00:40:37.523
‫باید بهش جواب بدی.

879
00:40:37.683 --> 00:40:40.523
‫ناراحته و دلش برات تنگ شده. همین.

880
00:40:40.683 --> 00:40:43.043
‫می‌خواد باهات حرف بزنه، طبیعیه.

881
00:40:43.203 --> 00:40:44.683
‫باباها همین‌طورین.

882
00:40:44.843 --> 00:40:48.243
‫هرچند حدس می‌زنم
‫خیلی وقت‌ها نتونسته بابا‌ی خوبی باشه،

883
00:40:48.403 --> 00:40:51.443
‫و حتی گاهی، افتضاح بود،

884
00:40:51.603 --> 00:40:53.963
‫که نگیم کاملاً بی‌شعورانه،

885
00:40:54.123 --> 00:40:55.443
‫باید بهش جواب بدی. همین.

886
00:40:55.603 --> 00:40:56.763
‫ نفرستادیش؟

887
00:40:56.916 --> 00:40:58.403
‫- چرا، عالیه.
‫- دیوونه‌ای.

888
00:40:58.563 --> 00:40:59.203
‫خیلی هم خوبه.

889
00:40:59.356 --> 00:41:01.316
‫- اصن فهمیدی چی گفتی؟
‫- نه.

890
00:41:01.483 --> 00:41:03.483
‫ گفتی من افتضاح بودم.

891
00:41:03.643 --> 00:41:04.723
‫ متوجه می‌شه.

892
00:41:04.883 --> 00:41:06.123
‫ دیوونه‌ای، مبروک.

893
00:41:06.283 --> 00:41:08.003
‫- نه.
‫- حالا چه فکری می‌کنه؟

894
00:41:08.163 --> 00:41:10.202
‫ ماشین رفت.

895
00:41:11.143 --> 00:41:12.523
‫دزد!

896
00:41:12.723 --> 00:41:13.763
‫وایسا!

897
00:41:13.923 --> 00:41:15.803
‫لعنت به این شانس!

898
00:41:18.523 --> 00:41:20.763
‫ ماشین، و من، تئاتر!

899
00:41:42.723 --> 00:41:43.923
‫ دوباره زنگ می‌زنم.

900
00:41:45.443 --> 00:41:46.723
‫خب،

901
00:41:47.643 --> 00:41:48.843
‫ ۳۰ دقیقه وقت داریم.

902
00:41:49.003 --> 00:41:50.723
‫تا حالا ندیده بودم پیداش نشه.

903
00:41:50.883 --> 00:41:52.603
‫ بدجوری گیر افتادم،

904
00:41:55.803 --> 00:41:56.963
‫ هی، کوزیما.

905
00:41:57.363 --> 00:41:58.563
‫امشب،

906
00:41:59.363 --> 00:42:01.483
‫نه، حق داری.
‫الان وقتش نیست.

907
00:42:01.803 --> 00:42:03.163
‫جواب نمیده.

908
00:42:03.323 --> 00:42:05.163
‫ چی؟ داره میاد؟

909
00:42:05.643 --> 00:42:07.243
‫ ماشین رو پیدا کردن.

910
00:42:07.403 --> 00:42:08.883
‫ دمش گرم، عالیه.

911
00:42:09.163 --> 00:42:10.643
‫ خیلی عالیه،

912
00:42:23.043 --> 00:42:24.923
‫ رژیس.

913
00:42:25.083 --> 00:42:26.603
‫رژیس!

914
00:42:30.843 --> 00:42:33.723
‫نمی‌تونستم از در جلو بیام.
‫مجبور شدم قفل رو بشکنم.

915
00:42:33.883 --> 00:42:36.522
‫- زهره‌ترک شدیم.
‫- تو مترو گم شدم.

916
00:42:36.683 --> 00:42:38.123
‫ متنت روی صحنه‌ست.

917
00:42:38.283 --> 00:42:40.363
‫ متن من؟
‫مبروک ماشینشو پیدا کرد؟

918
00:42:40.436 --> 00:42:41.629
‫- آره.
‫- مطمئنی؟

919
00:42:41.683 --> 00:42:43.523
‫- آره.
‫- باورم نمی‌شه.

920
00:42:43.683 --> 00:42:45.803
‫لعنتی. خیلی خب، میکروفون رو می‌ذارم.

921
00:42:45.963 --> 00:42:47.143
‫خیلی ترسیدی، روبرت.

922
00:42:47.203 --> 00:42:48.803
‫ چاره‌ای نداشتم.

923
00:42:48.963 --> 00:42:50.203
‫میکروفون رو نذارم؟

924
00:42:50.363 --> 00:42:51.643
‫ نه. گندت بزنه!

925
00:42:51.803 --> 00:42:53.003
‫ خیلی خب، روبرت.

926
00:42:56.323 --> 00:42:58.403
‫ خیلی لطف دارید.
‫بی‌نهایت ممنونم.

927
00:42:58.563 --> 00:43:01.243
‫بی‌نهایت ممنونم.
‫تو تمام عمرم چنین چیزی برام پیش نیومده بود.

928
00:43:01.403 --> 00:43:04.843
‫۴۰ ساله کارم تئاتره، نمی‌تونم براتون توصیف کنم.

929
00:43:05.003 --> 00:43:07.563
‫به هر حال، اصلاً اهمیتی نداره.

930
00:43:07.763 --> 00:43:10.523
‫تابه‌حال برام اتفاق نیافتاده بود.
‫می‌تونستم بهتون بگم

931
00:43:10.683 --> 00:43:12.523
‫که مشکلاتی پیش اومد، اما

932
00:43:12.683 --> 00:43:16.603
‫مشکل اصلی اینه که
‫من این قرار ملاقات جادویی رو از دست دادم

933
00:43:16.763 --> 00:43:19.243
‫با هزار نفر آدم تو این سالن باشکوه،

934
00:43:19.403 --> 00:43:22.483
‫سالنی که حضور ویکتور هوگو رو به خودش دیده.

935
00:43:22.643 --> 00:43:26.523
‫و از خودم می‌پرسم
‫ویکتور هوگو چه واکنشی نشون می‌داد

936
00:43:26.683 --> 00:43:29.523
‫به این ناتوانی باورنکردنی در به‌موقع رسیدن،

937
00:43:29.683 --> 00:43:31.203
‫این بی‌دقتی به وقت‌شناس بودن.

938
00:43:31.363 --> 00:43:34.783
‫حتی وقت نکردم لباس عوض کنم.
‫که اصلاً براتون مهم نیست.

939
00:43:34.883 --> 00:43:38.363
‫حق هم دارید،
‫در برابر هوگو این چیزا پشیزی ارزش نداره.

940
00:43:38.523 --> 00:43:41.123
‫لباسمو عوض نکردم، گریم هم نکردم.

941
00:43:41.283 --> 00:43:43.003
‫می‌بینم خانمی میگه:

942
00:43:43.163 --> 00:43:45.523
‫«قیافه‌اش مثل همیشه نیست.»

943
00:43:45.683 --> 00:43:48.523
‫وقت نکردم گریم کنم.
‫اما زیاد مهم نیست.

944
00:43:48.803 --> 00:43:50.403
‫گوشی یکی زنگ می‌خوره.

945
00:43:50.562 --> 00:43:52.242
‫حق هم دارید.

946
00:43:52.282 --> 00:43:53.831
‫آقا حتماً با خودش گفته:

947
00:43:53.882 --> 00:43:56.569
‫«۲۰ دقیقه‌ست داریم انتظار می‌کشیم.» حق با شماست.

948
00:43:56.723 --> 00:43:58.323
‫نمی‌خوام باهاتون بحث کنم.

949
00:43:58.483 --> 00:44:00.723
‫حق دارید به دوستتون بگید:

950
00:44:00.883 --> 00:44:02.203
‫«۲۵ دقیقه تاخیر داره.»

951
00:44:02.363 --> 00:44:04.622
‫بنابراین شروع می‌کنم با...

952
00:44:08.536 --> 00:44:12.196
‫پس شروع می‌کنم، فقط یه نگاهی بندازم،

953
00:44:12.363 --> 00:44:13.283
‫ شعر؟

954
00:44:13.443 --> 00:44:14.363
‫ آره، شعر.

955
00:44:14.523 --> 00:44:15.563
‫حق با اونه.

956
00:44:15.723 --> 00:44:18.123
‫حق با اونه، باید با اصل کاری شروع کرد.

957
00:44:18.283 --> 00:44:19.923
‫شعر رو می‌خونم.

958
00:44:19.989 --> 00:44:22.003
‫می‌دونید، اگه تاخیر داشتم،

959
00:44:22.163 --> 00:44:24.123
‫بذارید بهتون بگم، واقعاً مسخره‌ست،

960
00:44:24.283 --> 00:44:27.323
‫به لطف کسی که نمی‌شناسیدش

961
00:44:27.483 --> 00:44:29.203
‫اسمش مبروکه‌.

962
00:44:29.803 --> 00:44:32.443
‫پیش خودتون میگید چه رویی داره،

963
00:44:32.603 --> 00:44:34.883
‫ازتون می‌خوام مبروک رو تشویق کنید.

964
00:44:35.043 --> 00:44:37.603
‫نمی‌دونید چرا، اما خودش می‌دونه.

965
00:44:45.883 --> 00:44:48.003
‫با شاهکارش شروع می‌کنم.

966
00:44:48.363 --> 00:44:50.003
‫براتون می‌خونمش،

967
00:44:50.163 --> 00:44:52.243
‫فکر کنم شاهکارشه.

968
00:44:52.403 --> 00:44:53.843
‫عادت کرده بود، نه...

969
00:44:54.003 --> 00:44:56.203
‫منو ببخشید، کمی گیج شدم.

970
00:44:56.363 --> 00:45:00.163
‫فردا، به وقت سپیده دم،
‫در ساعتی که حومه شهر سفید می‌شود،

971
00:45:00.323 --> 00:45:03.743
‫خواهم رفت.
‫می‌بینی، می‌دانم که منتظرم هستی.

972
00:45:04.763 --> 00:45:06.723
‫از میان جنگل خواهم گذشت،

973
00:45:06.883 --> 00:45:08.883
‫از میان کوهستان خواهم گذشت.

974
00:45:09.043 --> 00:45:11.883
‫نمی‌توانم بیشتر از این دور از تو بمانم.

975
00:45:13.403 --> 00:45:19.123
‫راه می‌سپارم، با چشمانی دوخته به افکارم،
‫بی‌آنکه چیزی در بیرون ببینم.

976
00:45:20.123 --> 00:45:22.403
‫بدون شنیدن هیچ صدایی،

977
00:45:22.669 --> 00:45:25.176
‫تنها، ناشناس،

978
00:45:25.363 --> 00:45:28.843
‫با پشت خمیده،
‫دست‌های به هم گره‌خورده، غمگین،

979
00:45:28.902 --> 00:45:31.643
‫و روز برای من مثل شب خواهد بود.

980
00:45:31.716 --> 00:45:35.337
‫نگاه نخواهم کرد نه به طلای غروب که می‌افتد،

981
00:45:35.369 --> 00:45:38.896
‫نه به بادبان‌های دوردستی که به سمت هارفلور سرازیرند.

982
00:45:38.963 --> 00:45:41.643
‫و وقتی برسم،
‫روی سنگ قبرت خواهم گذاشت

983
00:45:41.803 --> 00:45:46.036
‫شاخه‌ای از خرمندیِ سبز و خلنج گل‌دار.

984
00:45:46.803 --> 00:45:49.463
‫این نبوغ ویکتور هوگوست که اینجاست.

985
00:45:49.523 --> 00:45:53.443
‫با لحظه‌ی درست شروع نمی‌کنم.
‫این بزرگ‌ترین شعره.

986
00:45:53.603 --> 00:45:56.443
‫به گفته‌ی پگی،
‫ما پگی رو به اندازه کافی نمی‌خونیم.

987
00:45:56.603 --> 00:45:58.083
‫پگی یه دیوونه‌ست.

988
00:45:58.243 --> 00:45:59.649
‫پگی یه نابغه‌ست.

989
00:45:59.683 --> 00:46:03.003
‫اون ساختاری موسیقایی رو برای متن ابداع کرد.

990
00:46:03.736 --> 00:46:06.123
‫و پگی گفت که «بوعز خفته»،

991
00:46:06.283 --> 00:46:10.403
‫شاید یکی از چهار بزرگ‌ترین شعرهای تاریخ

992
00:46:10.563 --> 00:46:12.963
‫تمدن یهودی مسیحی بود.

993
00:46:13.123 --> 00:46:15.243
‫خب، حالا میرم اونجا می‌ایستم.

994
00:46:15.403 --> 00:46:19.043
‫خیلی منقلب شدم
‫از کیفیت گوش دادنی که ارائه می‌دید.

995
00:46:27.803 --> 00:46:29.043
‫پس،

996
00:46:31.283 --> 00:46:33.243
‫کجا بودم؟ گم شدم.

997
00:46:33.403 --> 00:46:35.416
‫آره، «بوعز خفته».

998
00:47:14.469 --> 00:47:16.149
‫ کمکی از دست من برمیاد؟

999
00:47:17.083 --> 00:47:19.283
‫ ببخشید، داشتم به پرتره‌ها نگاه می‌کردم.

1000
00:47:19.723 --> 00:47:21.403
‫ نباید خودتو این‌طوری ناراحت کنی.

1001
00:47:21.563 --> 00:47:23.363
‫اینا فقط چهره‌های فراموش‌شده‌ان.

1002
00:47:23.942 --> 00:47:26.203
‫یا در بهترین حالت، فراموش‌نشده.

1003
00:47:28.169 --> 00:47:29.582
‫دنبال خروجی می‌گردی؟

1004
00:47:29.882 --> 00:47:31.362
‫ نمی‌دونم.

1005
00:47:33.083 --> 00:47:35.323
‫راستش، واقعاً نمی‌دونم.

1006
00:47:36.123 --> 00:47:37.596
‫- اینجا کار می‌کنی؟
‫- آره.

1007
00:47:37.643 --> 00:47:40.043
‫ منم یه کم تو یه تئاتر کار می‌کنم.

1008
00:47:40.203 --> 00:47:42.083
‫خب، خیلی ساده‌تر از اینجاست.

1009
00:47:42.563 --> 00:47:44.103
‫ بازیگری؟

1010
00:47:44.556 --> 00:47:45.603
‫ نه.

1011
00:47:51.523 --> 00:47:54.763
‫ حالا که اینجایی، بیا، یه چیزی بهت نشون بدم.

1012
00:47:54.923 --> 00:47:56.043
‫بیا.

1013
00:47:58.523 --> 00:48:00.603
‫معمولاً هیچ‌کس نمی‌تونه وارد بشه.

1014
00:48:01.243 --> 00:48:02.803
‫تو آدم ویژه‌ای هستی.

1015
00:48:06.803 --> 00:48:09.496
‫- شنیدی زوکینی همین چند لحظه پیش چی می‌گفت؟
‫- آره.

1016
00:48:09.763 --> 00:48:11.749
‫ زیاد پیش میاد همه‌چیز رو بی‌نظم انجام بده؟

1017
00:48:11.856 --> 00:48:13.369
‫ نه. اصلاً.

1018
00:48:17.483 --> 00:48:19.036
‫ من لیزبت‌ام.

1019
00:48:19.723 --> 00:48:21.243
‫ شرمنده‌ام.

1020
00:48:21.603 --> 00:48:22.883
‫متوجه نمی‌شم.

1021
00:48:27.763 --> 00:48:29.723
‫ من دیگه برم. خیلی ممنون.

1022
00:48:39.803 --> 00:48:41.123
‫ لیزبت!

1023
00:48:41.603 --> 00:48:42.483
‫لیزبت!

1024
00:48:43.889 --> 00:48:45.396
‫یه فرصت بهش بده.

1025
00:49:11.123 --> 00:49:14.123
‫بی‌نظمی، خودش یه جور اتفاقه.

1026
00:49:14.403 --> 00:49:16.929
‫یه جور غافلگیریه، اون چاشنیِ ماجرا.

1027
00:49:17.123 --> 00:49:20.563
‫این هرج‌ومرج، یه جور انتخابِ دلبخواهیه.

1028
00:49:20.923 --> 00:49:23.523
‫معمولاً، من آدم منظمی‌ام.

1029
00:49:23.683 --> 00:49:25.563
‫پاهام رو زمینه

1030
00:49:25.723 --> 00:49:28.603
‫و حتی همه‌چیزم حساب‌شده‌ست.

1031
00:49:29.763 --> 00:49:32.523
‫ولی وقتی از درون تکون می‌خوری، وقتی می‌کوبه،

1032
00:49:32.963 --> 00:49:36.643
‫وقتی ضربه می‌زنه، بی‌نظمی، خودِ اتفاقه.

1033
00:49:46.163 --> 00:49:48.243
‫تو رویداد منی، لیزبت.

1034
00:49:48.403 --> 00:49:50.043
‫ مگه گفته بودم صبح به این زودی؟

1035
00:49:51.883 --> 00:49:54.243
‫ آره. یعنی، گفته بودی ۵:۳۰.

1036
00:49:55.643 --> 00:49:59.963
‫یه مشت شیرینی پفکی کاملاً له‌شده. برات آوردم،

1037
00:50:00.123 --> 00:50:01.323
‫ ممنون.

1038
00:50:01.803 --> 00:50:04.623
‫ تو لیلا زندگی کردن فوق‌العاده‌ست.

1039
00:50:06.843 --> 00:50:09.723
‫- اگه می‌خوای بیا تو.
‫- آره، با کمال میل.

1040
00:50:12.083 --> 00:50:14.123
‫می‌دونم اومده بودی خونم.

1041
00:50:14.523 --> 00:50:16.363
‫اما ندیدمت، چون،

1042
00:50:16.843 --> 00:50:20.163
‫همیشه بعد نمایش آدمای دوروبرمو می‌بینم.
‫کمی دیر میشه.

1043
00:50:21.523 --> 00:50:22.563
‫ آره.

1044
00:50:23.403 --> 00:50:25.323
‫دندانپزشک من تو همون محله‌ی شماست.

1045
00:50:25.483 --> 00:50:27.483
‫قبلش هیچ‌وقت اونجا نایستاده بودم.

1046
00:50:29.443 --> 00:50:33.243
‫ ممنونم که بالاخره اومدی تئاتر سر زدی.

1047
00:50:33.723 --> 00:50:35.363
‫ از مبروک تشکر کن.

1048
00:50:36.803 --> 00:50:38.403
‫بالاخره، کاری که کردی همون بود.

1049
00:50:39.763 --> 00:50:41.323
‫ همه‌شون رو نگه داشتی؟

1050
00:50:42.123 --> 00:50:44.603
‫ آره. اما آروم باش، همه رو نخوندم.

1051
00:50:46.203 --> 00:50:50.323
‫ نمی‌دونستم چطور تو هر سالگردت
‫خودم رو نشون بدم.

1052
00:50:51.563 --> 00:50:53.763
‫به خاطر همین برات کتاب فرستادم.

1053
00:50:54.029 --> 00:50:56.829
‫ باید باور کنم مدت‌هاست تو فکرش بودی.

1054
00:50:56.943 --> 00:50:59.043
‫نمایش تو از یه دوره خیلی دور میاد.

1055
00:50:59.683 --> 00:51:01.163
‫نمی‌شه خلافشو گفت.

1056
00:51:03.483 --> 00:51:06.123
‫ آره، از خیلی دور. و نمی‌دونم چرا.

1057
00:51:06.523 --> 00:51:08.843
‫بحث نبوغه، همین. بحث این خودِ آدمه..

1058
00:51:09.243 --> 00:51:12.763
‫با خودم گفتم:
‫«برای ۷ سالگیش، بینوایان بد نیست.»

1059
00:51:12.923 --> 00:51:15.403
‫هرچند معمولاً واسه سنین بالاتره.

1060
00:51:16.483 --> 00:51:18.123
‫ یه کتاب، آره، بد نیست.

1061
00:51:18.723 --> 00:51:20.603
‫یعنی نه، ۲۲ تا کتاب.

1062
00:51:21.843 --> 00:51:23.443
‫آره، از هیچی بهتر بود.

1063
00:51:26.563 --> 00:51:27.923
‫ اما واقعاً با خودت فکر کردی

1064
00:51:28.083 --> 00:51:30.803
‫که برای ۴ سالگیم، «تأملات» لازمه؟

1065
00:51:30.856 --> 00:51:32.949
‫ اصلاً حواسم سر جاش نبود.

1066
00:51:34.243 --> 00:51:35.769
‫برات کفش‌ کیکرز فرستادم.

1067
00:51:35.843 --> 00:51:37.363
‫ آره، درسته.

1068
00:51:37.523 --> 00:51:40.269
‫واقعاً نمی‌دونم اون سال چی بهت گذشته بود.

1069
00:51:44.283 --> 00:51:45.323
‫اصلا حرفشم نزن.

1070
00:51:45.589 --> 00:51:47.962
‫- چی، حرفش رو نزن؟
‫- می‌خوای یکی‌اش رو بخونی؟

1071
00:51:48.043 --> 00:51:49.643
‫داری آماده می‌شی یکی رو بخونی.

1072
00:51:49.803 --> 00:51:51.123
‫من میگم نه.

1073
00:51:51.923 --> 00:51:52.963
‫ خب.

1074
00:51:53.403 --> 00:51:55.563
‫به هر حال، از حفظ بلدمش.

1075
00:51:56.323 --> 00:52:00.022
‫این شعر خیلی قشنگیه که
‫ویکتور هوگو درباره پرنده‌ها نوشته،

1076
00:52:00.243 --> 00:52:02.449
‫و با این تموم میشه:

1077
00:52:03.289 --> 00:52:06.169
‫کبوتری و من، دیری با هم عشق ورزیدیم.

1078
00:52:07.156 --> 00:52:10.062
‫اکنون، هنرِ رام کردنِ روح‌ها را می‌دانم..»

1079
00:52:12.323 --> 00:52:14.123
‫ نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری.

1080
00:52:15.322 --> 00:52:17.283
‫این کارِ توئه.

1081
00:52:17.523 --> 00:52:18.483
‫این سبک و سیاق توئه.

1082
00:52:18.643 --> 00:52:20.803
‫ با این حال چیز کمی نیست که بنویسی:

1083
00:52:20.963 --> 00:52:24.703
‫«اکنون، هنرِ رام کردنِ روح‌ها را می‌دانم.»

1084
00:52:27.283 --> 00:52:29.163
‫ خیلی دوست دارم به روح اعتقاد داشته باشم.

1085
00:52:30.163 --> 00:52:31.242
‫- بریم غذا بخوریم؟
‫- باشه.

1086
00:52:31.283 --> 00:52:34.189
‫ولی هوگو باور داشت.
‫حتی می‌تونم بگم فقط به همین باور داشت.

1087
00:52:34.243 --> 00:52:36.603
‫کارش به جایی رسید که تو جرزی احضار روح می‌کرد.

1088
00:52:36.763 --> 00:52:39.603
‫ارتباط برقرار کردن با ارواح،

1089
00:52:39.763 --> 00:52:42.443
‫شکسپیرها، مولیرها، عیسی‌ها.

1090
00:52:42.803 --> 00:52:43.843
‫محمد.

1091
00:52:44.003 --> 00:52:45.916
‫آره، عمیقاً بهش باور داشت.

1092
00:52:45.963 --> 00:52:47.843
‫و متنفر بود از اینکه بهش بخندن.

1093
00:52:47.883 --> 00:52:48.923
‫ عالیه.

1094
00:52:49.763 --> 00:52:50.723
‫بریم غذا بخوریم؟

1095
00:52:50.883 --> 00:52:53.803
‫ آره، وگرنه، آخرش دیرمون میشه.

1096
00:52:54.963 --> 00:52:58.009
‫از بی‌نظمی و وقت‌شناس نبودن متنفرم.

1097
00:53:00.123 --> 00:53:02.963
‫- جرزی کجاست؟
‫- کنار گرنزیه.

1098
00:53:03.803 --> 00:53:07.203
‫شرط می‌بندم نمی‌دونی اسم این گروه از کجا اومده.

1099
00:53:08.523 --> 00:53:09.603
‫ نه.

1100
00:53:10.243 --> 00:53:11.883
‫این یه چیز قدیمی مال اون بود.

1101
00:53:12.563 --> 00:53:15.323
‫وقتی می‌پوشیدش دوست داشتم،

1102
00:53:15.483 --> 00:53:17.196
‫استایلش، راک و جوون‌پسند بود.

1103
00:53:17.923 --> 00:53:21.203
‫ یه گروه خیلی مهم تو دهه‌ی ۷۰ بود.

1104
00:53:22.643 --> 00:53:26.843
‫جالبه که من دو سال توی همون طبقه‌ای زندگی می‌کردم
‫که درامرِ گروه "ماگما" بود.

1105
00:53:26.983 --> 00:53:28.683
‫لوگوش روی در بود.

1106
00:53:28.843 --> 00:53:30.843
‫باورنکردنی بود. همون لوگو.

1107
00:53:31.003 --> 00:53:35.042
‫و با مامانت رفتیم دوتا کنسرت دیدیم.

1108
00:53:35.843 --> 00:53:38.323
‫یه زبانی اختراع کرده بودن. یه زبون ساختگی.

1109
00:53:39.243 --> 00:53:40.363
‫ مثلاً؟

1110
00:53:40.523 --> 00:53:41.643
‫ مثلاً،

1111
00:53:41.923 --> 00:53:44.443
‫صبر کن، مال خیلی وقت پیشه.

1112
00:53:44.603 --> 00:53:46.163
‫اگه یادم باشه...

1113
00:53:46.523 --> 00:53:47.723
‫کوبایا،

1114
00:53:48.003 --> 00:53:49.883
‫کواچی شیوا.

1115
00:53:50.643 --> 00:53:54.203
‫نمی‌دونم می‌گفتن «شیوا» یا نه. اما این‌طوری بود.

1116
00:53:54.603 --> 00:53:57.123
‫- یعنی چی؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

1117
00:53:57.683 --> 00:54:00.763
‫یک‌صدا می‌گفتننش. کوبایا کواچی شیوا.

1118
00:54:00.963 --> 00:54:02.843
‫بقیه‌م مثل دیوونه‌ها جواب می‌دادن.

1119
00:54:03.003 --> 00:54:06.083
‫کوبایا کواچی شیوا.
‫کوبایا،

1120
00:54:07.003 --> 00:54:08.163
‫کوبایا کواچی شیوا.

1121
00:54:08.323 --> 00:54:10.243
‫صفحات ۳۳ دورمو می‌ذارم برات گوش کنی.

1122
00:54:10.403 --> 00:54:12.282
‫میشه صورت حساب رو بیارید

1123
00:54:12.403 --> 00:54:14.523
‫بله، البته، بهشون میگن وینیل.

1124
00:54:14.683 --> 00:54:16.803
‫ آره.
‫کوبایا کواچی چیوا.

1125
00:54:17.723 --> 00:54:19.483
‫خیلی باحال بود.

1126
00:54:20.163 --> 00:54:21.923
‫ فکر کردم با دوچرخه  اومدی؟

1127
00:54:22.083 --> 00:54:23.163
‫راننده شخصی داری؟

1128
00:54:23.323 --> 00:54:25.403
‫ راننده‌ام نیست، مبروکه.

1129
00:54:25.563 --> 00:54:27.283
‫دخترم لیزبت رو بهت معرفی می‌کنم.

1130
00:54:27.443 --> 00:54:29.563
‫- مبروک، از دوستانه.
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم.

1131
00:54:29.723 --> 00:54:31.883
‫ داره دیرمون میشه.
‫بزن بریم.

1132
00:54:32.043 --> 00:54:33.243
‫ عقب بشینید راحت‌تره.

1133
00:54:33.403 --> 00:54:34.563
‫بی‌خیال، مگه پادشاه انگلستانم؟

1134
00:54:34.723 --> 00:54:36.243
‫به هر حال شما لیزبت راکولی.

1135
00:54:36.403 --> 00:54:38.563
‫عقب می‌شینم حالم بد میشه.

1136
00:54:38.723 --> 00:54:41.616
‫عقب نشستن حس بچه‌ها رو بهم میده.

1137
00:54:41.803 --> 00:54:44.203
‫ و دختر بیچاره تو تاریکی قرار گرفت.

1138
00:54:44.723 --> 00:54:46.163
‫تو دل سیاهی فرو رفت.

1139
00:54:46.483 --> 00:54:48.683
‫فقط، چون غرق در احساسات شده بود،

1140
00:54:48.843 --> 00:54:51.963
‫حین راه رفتن،
‫دسته‌ی سطل رو تا جایی که می‌تونست تکون می‌داد.

1141
00:54:52.376 --> 00:54:55.069
‫این کار صدایی تولید می‌کرد که مونس تنهایی‌اش بود.

1142
00:54:55.683 --> 00:54:57.723
‫گیج و منگ به جلو می‌رفت.

1143
00:54:58.323 --> 00:55:00.483
‫هم‌زمان با دویدن، دلش می‌خواست گریه کنه.

1144
00:55:01.323 --> 00:55:03.963
‫لرزش شبانه‌ی جنگل احاطه‌اش کرده بود.

1145
00:55:04.123 --> 00:55:05.443
‫دیگر چیزی نمی‌دید.

1146
00:55:05.603 --> 00:55:07.083
‫دیگر چیزی در سر نداشت.

1147
00:55:11.803 --> 00:55:13.603
‫شب بیکران.

1148
00:55:14.323 --> 00:55:17.123
‫ شب بیکران روبه‌روی این موجود کوچیک قرار داشت.

1149
00:55:17.283 --> 00:55:20.523
‫یک‌سو تمامِ تاریکی،
‫و سویِ دیگر ذره‌ای ناچیز.

1150
00:55:26.803 --> 00:55:29.203
‫نامه‌ها روی زمین، عجیبه.

1151
00:55:29.883 --> 00:55:31.403
‫اما خیلی دوستش دارم.

1152
00:55:32.603 --> 00:55:34.083
‫خیلی دوستش دارم.
‫

1153
00:55:36.843 --> 00:55:38.243
‫ زندگی‌ام را بگیر.

1154
00:55:39.043 --> 00:55:40.723
‫آینده‌ام را بگیر.

1155
00:55:41.283 --> 00:55:42.923
‫آزادی‌ام را بگیر.

1156
00:55:43.083 --> 00:55:46.323
‫تمام کارهایم را بگیر. نفس دهانم را بگیر،

1157
00:55:46.483 --> 00:55:47.723
‫خون رگ‌هایم را،

1158
00:55:47.883 --> 00:55:50.083
‫ساعت‌های روزها و شب‌هایم را.

1159
00:55:50.523 --> 00:55:54.363
‫رویاهایم، امیدهایم، شادی‌ها و رنج‌هایم را بگیر.

1160
00:55:54.523 --> 00:55:56.043
‫همه چیز مرا بگیر.

1161
00:55:56.523 --> 00:55:59.323
‫روحم را بگیر و قلبم را برای همیشه نگه دار.

1162
00:56:00.076 --> 00:56:02.323
‫ هیچ افکت و کلکی در کار نیست.

1163
00:56:02.483 --> 00:56:04.083
‫فقط متن هست و لباس‌هاشون.

1164
00:56:04.243 --> 00:56:05.723
‫ این هم از بچه‌ها.
‫  عصر بخیر.

1165
00:56:05.883 --> 00:56:08.562
‫ نمایش‌تون فوق‌العاده‌ست.
‫ ممنون.

1166
00:56:08.629 --> 00:56:11.683
‫به نظرم فوق‌العاده بودید.
‫هر سه‌تاتون رو بی‌نظیر دیدم.

1167
00:56:11.843 --> 00:56:12.923
‫ ممنون.

1168
00:56:13.083 --> 00:56:14.363
‫ واقعاً. هر سه نفرتون.

1169
00:56:14.523 --> 00:56:16.683
‫ با این حال یه گند اساسی زدم تو متن.

1170
00:56:16.843 --> 00:56:19.202
‫- مهم نیست.
‫- اتفاقاً خیلی عالی بود که یادت رفت.

1171
00:56:19.363 --> 00:56:21.643
‫اتفاقی افتاد. متن اهمیتی نداره.

1172
00:56:22.363 --> 00:56:23.803
‫ یه کم داری اغراق می‌کنی.

1173
00:56:23.963 --> 00:56:25.683
‫این‌طور هم نیست که متن اصلاً برامون مهم نباشه.

1174
00:56:25.843 --> 00:56:26.843
‫این زبان هوگوئه.

1175
00:56:27.003 --> 00:56:31.763
‫نه، ولی من فکر می‌کنم حرفت درسته،

1176
00:56:31.923 --> 00:56:36.603
‫ راستش ما،
‫کارمون روی تکه‌تکه کردن، خرد کردن متن‌هاست.

1177
00:56:36.763 --> 00:56:38.949
‫- تقریباً یه جور کولاژه.
‫- آهان، درسته.

1178
00:56:39.069 --> 00:56:40.683
‫این حس قطعات گلچین‌شده

1179
00:56:40.843 --> 00:56:43.963
‫آدمو یه کم گیج می‌کنه. آره، منو، چطور بگم؟

1180
00:56:44.123 --> 00:56:46.563
‫با «بینوایان» شروع می‌کنی،
‫آدم فکر می‌کنه داریم وارد ماجرا می‌شیم

1181
00:56:46.723 --> 00:56:48.409
‫و بعد، یه نامه‌ی عاشقانه.

1182
00:56:48.483 --> 00:56:50.163
‫یه جور ترکیب‌بندی کردید،

1183
00:56:50.323 --> 00:56:52.323
‫یه جور هم‌جواری‌های کوچیٍکی هست

1184
00:56:52.643 --> 00:56:54.323
‫رو همین چیزا، همین‌طوری.

1185
00:56:54.483 --> 00:56:57.749
‫یه جورایی، از زمان‌ها عبور کردید.

1186
00:56:57.774 --> 00:57:01.622
‫ باحاله، تو نمایش خودت هم تا حدودی همینه.

1187
00:57:02.483 --> 00:57:04.203
‫ آره، حق با توئه.

1188
00:57:04.363 --> 00:57:06.003
‫ اصلاً دقیقاً همینه.

1189
00:57:06.363 --> 00:57:07.483
‫امکان نداره.

1190
00:57:08.403 --> 00:57:11.863
‫ ما هم با کاری که می‌کنیم
‫داریم خودمون رو کنار تو می‌چسبونیم.

1191
00:57:12.323 --> 00:57:13.763
‫این، آزادی ماست.

1192
00:57:13.836 --> 00:57:16.663
‫ آزادی، هوگوییه‌.

1193
00:57:17.323 --> 00:57:19.403
‫ ممنون که اومدید، خیلی باحال بود.

1194
00:57:19.563 --> 00:57:21.223
‫ منم از شما ممنونم.

1195
00:57:21.262 --> 00:57:23.149
‫- فعلاً.
‫- بازم تبریک میگم.

1196
00:57:25.063 --> 00:57:27.623
‫ خیلی عالی بود. تبریک میگم.

1197
00:57:27.803 --> 00:57:29.963
‫ صحبت کردن درباره‌ش برام سخته.

1198
00:57:30.123 --> 00:57:33.723
‫چون، این مادرت بود که
‫ویکتور هوگو رو به من شناسوند

1199
00:57:33.883 --> 00:57:35.523
‫و باعث شد آثارشو بخونم.

1200
00:57:36.363 --> 00:57:39.203
‫اولین بوسه‌مون، تو گرنزی بود.

1201
00:57:39.363 --> 00:57:40.923
‫ گرنزی کجاست؟

1202
00:57:41.069 --> 00:57:44.723
‫بهت گفتم، جزیره‌ی آنگلوساکسونِ نورماندی
‫که ۱۵ سال اونجا در تبعید بود.

1203
00:57:44.883 --> 00:57:46.643
‫جایی که همه‌ی شاهکارهاشو نوشت.ٍ

1204
00:57:46.803 --> 00:57:49.363
‫«تأملات»، «افسانه‌ی قرون».

1205
00:57:49.963 --> 00:57:51.083
‫ تو هم؟

1206
00:57:51.643 --> 00:57:53.243
‫تو همه‌ی این مدت،

1207
00:57:54.363 --> 00:57:56.323
‫تو نرماندیِ انگلیسی تبعید بودی؟

1208
00:58:26.055 --> 00:58:29.882
‫[ حالا دیگه جواب پیامهام رو میدی ]

1209
00:58:36.136 --> 00:58:38.229
‫[ خودت چی فکر می‌کنی؟ ]

1210
00:58:38.603 --> 00:58:40.523
‫ پیا پپین؟ شرمنده.

1211
00:58:43.603 --> 00:58:46.763
‫قبول داری که وقتی یکی به نظرت جواب میده،

1212
00:58:46.923 --> 00:58:48.283
‫یعنی بله دیگه؟

1213
00:58:48.443 --> 00:58:50.483
‫یعنی آره؟ خب، در کل این‌طوریه.

1214
00:58:50.669 --> 00:58:51.769
‫آره.

1215
00:58:51.883 --> 00:58:53.323
‫ خیلی ممنون، پیا پپین.

1216
00:58:53.409 --> 00:58:54.643
‫عشقم؟

1217
00:58:55.683 --> 00:58:57.723
‫عشقم؟ عشقم؟

1218
00:58:58.269 --> 00:59:00.043
‫زودتر برگشتی خونه؟

1219
00:59:00.203 --> 00:59:01.283
‫ عشقم نیستم.

1220
00:59:01.443 --> 00:59:02.923
‫عشقم نه. موگدی‌ام.

1221
00:59:03.083 --> 00:59:04.963
‫ ببخشید. زنم درباره‌ی شما باهام حرف زده بود.

1222
00:59:05.123 --> 00:59:07.763
‫از آشنایی باهات خوشبختم، موگدی.
‫می‌دونی که من یه دختر دارم.

1223
00:59:07.923 --> 00:59:10.003
‫ منم همین‌طور. یه دختر و دوتا پسر دارم.

1224
00:59:10.123 --> 00:59:11.476
‫چه عالی. ببخشید زنمه...

1225
00:59:12.076 --> 00:59:13.276
‫عذرخواهی می‌کنم.

1226
00:59:13.803 --> 00:59:15.323
‫چطوری، عشقم؟

1227
00:59:15.483 --> 00:59:18.203
‫ اگه یه سالاد سِزار دیگه بخورم، رسماً قاطی می‌کنم.

1228
00:59:18.363 --> 00:59:21.723
‫ یه چیز دیگه سفارش بده.
‫استیک تی‌بون و گرین چیز.

1229
00:59:23.043 --> 00:59:24.443
‫ میگن گریلد چیز.

1230
00:59:24.923 --> 00:59:27.443
‫ باید برگردی. وقتشه.

1231
00:59:27.603 --> 00:59:30.083
‫کلی اتفاق اینجا افتاده، عشقم.

1232
00:59:30.189 --> 00:59:33.923
‫با موگدی آشنا شدم. خجالتیه، اما مهربونه.

1233
00:59:34.083 --> 00:59:35.203
‫کی برمی‌گردی؟

1234
00:59:35.363 --> 00:59:36.763
‫ یعنی چی چه اتفاقایی؟

1235
00:59:36.909 --> 00:59:39.949
‫ باید برگردی.
‫خیلی دارم میرم بیرون، ج‌پ‌پ، بهت میگم.

1236
00:59:40.043 --> 00:59:41.183
‫ «ج‌پ‌پ»؟
‫[ دیگه کشش ندارم ]

1237
00:59:41.283 --> 00:59:42.763
‫«ج‌پ‌پ»؟ دیگه چیه؟

1238
00:59:43.203 --> 00:59:45.523
‫- دیروز چطور گذشت؟
‫- عالی بود.

1239
00:59:46.163 --> 00:59:47.203
‫ حتماً.

1240
00:59:47.883 --> 00:59:49.243
‫مطمئنی خوبی؟

1241
00:59:49.403 --> 00:59:51.363
‫ نگران نباش، عشقم. نگران نباش.

1242
00:59:51.523 --> 00:59:53.283
‫ «نگران نباش» رو می‌فهمم، اما،

1243
00:59:53.443 --> 00:59:54.603
‫«ج‌پ‌پ»، جدی میگی،

1244
00:59:54.763 --> 00:59:57.403
‫ ج‌پ‌پ یعنی «دیگه نمی‌تونم تحمل کنم».

1245
01:00:00.403 --> 01:00:01.683
‫ ج‌پ‌پ، اوکی.

1246
01:00:02.163 --> 01:00:04.123
‫با برگام صحبت کردم، می‌خواد تمدید کنی.

1247
01:00:04.843 --> 01:00:06.963
‫خیلی عالی شروع شده، همین الانشم بلیت‌ها تکمیل شده.

1248
01:00:07.122 --> 01:00:10.061
‫ نمی‌خوام تمدید کنم. به استراحت احتیاج دارم.

1249
01:00:10.083 --> 01:00:11.563
‫ اما تو از استراحت متنفری.

1250
01:00:12.323 --> 01:00:14.376
‫اوکی، پروازها رو چک می‌کنم.

1251
01:00:14.669 --> 01:00:17.329
‫باشه. به‌زودی می‌بینمت، عشقم.

1252
01:00:17.603 --> 01:00:19.643
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوست دارم

1253
01:00:19.803 --> 01:00:20.843
‫ می‌بوسمت.

1254
01:00:25.226 --> 01:00:29.740
‫گرنزی رو گوگل کردم، به نظر جالب میاد.

1255
01:00:37.363 --> 01:00:38.723
‫ ندیدمتون.

1256
01:00:38.789 --> 01:00:39.923
‫ سلام، لورتا.

1257
01:00:40.083 --> 01:00:41.449
‫خب، چیزی پیدا کردی؟

1258
01:00:41.509 --> 01:00:43.089
‫ نه، امشب هیچی.

1259
01:00:43.158 --> 01:00:45.824
‫دیروز یه ویپ و ۲۰ یورو پیدا کردم.

1260
01:00:45.998 --> 01:00:46.998
‫ شلوغه؟

1261
01:00:47.158 --> 01:00:48.158
‫ پره پره.

1262
01:00:48.318 --> 01:00:50.838
‫- دانش‌آموزن؟
‫- آره، یه گروه مدرسه‌ای. ببخشید.

1263
01:00:50.998 --> 01:00:51.958
‫ نه، اتفاقاً خوبه.

1264
01:00:52.064 --> 01:00:53.251
‫این خودش یه چالشه.

1265
01:00:53.311 --> 01:00:55.671
‫- یالا، بهم بگید دیگه.
‫- چی رو؟

1266
01:00:55.751 --> 01:00:57.238
‫ خودتون خوب می‌دونید. بگید « گُه باشی»!

1267
01:00:58.358 --> 01:01:00.398
‫ گُه باشی،  گُه باشی،  گُه باشی!
‫آقای زوکینی.

1268
01:01:00.518 --> 01:01:01.758
‫ یکیش هم کافی بود.

1269
01:01:07.718 --> 01:01:10.638
‫حالا مجبورم درباره مهم‌ترین
‫بخش قضیه باهاتون صحبت کنم.

1270
01:01:10.798 --> 01:01:12.758
‫آره، معروف‌ترین شاعر،

1271
01:01:12.918 --> 01:01:14.878
‫مهم‌ترین مرد،

1272
01:01:15.038 --> 01:01:17.598
‫همین مبارزِ راهِ لغوِ مجازاتِ اعدام،

1273
01:01:17.758 --> 01:01:20.478
‫مردی که چنان تشییع جنازه عجیب‌وغریبی داشت،

1274
01:01:20.638 --> 01:01:22.918
‫که میگن حدود دو میلیون نفر توش شرکت کردن.

1275
01:01:23.078 --> 01:01:25.918
‫همین آدم،
‫به مدت دو سال و نیم توی جزیره جِرزی،

1276
01:01:26.078 --> 01:01:27.678
‫غرقِ یه سرگرمی و کار خاصی شد:

1277
01:01:27.918 --> 01:01:29.598
‫احضار روح.

1278
01:01:29.758 --> 01:01:32.918
‫تماشاچیا با خودشون گفتن:
‫«خدا کنه چیزِ بدی ازش نگه.»

1279
01:01:33.078 --> 01:01:36.078
‫نه، حس کردم دارن میگن: «ای بابا،

1280
01:01:36.238 --> 01:01:38.318
‫باز این هوگو چه دست‌گلی به آب داده؟»

1281
01:01:38.478 --> 01:01:41.158
‫خیالتون راحت، فقط رفته سراغ احضار روح!

1282
01:01:41.318 --> 01:01:43.638
‫تو قرن نوزدهم این کار خیلی مد شده بود.

1283
01:01:43.798 --> 01:01:46.038
‫نمی‌تونم با جزئیات براتون توضیح بدم،

1284
01:01:46.191 --> 01:01:47.951
‫دورِ یه میز جمع میشدن

1285
01:01:48.118 --> 01:01:50.124
‫و با تمرکزِ زیاد،

1286
01:01:50.184 --> 01:01:53.198
‫روح‌ها سر و کله‌شون پیدا میشد
‫و واردِ میز میشدن.

1287
01:01:53.358 --> 01:01:56.398
‫به آدمای کنجکاو و شاعرپیشه پیشنهاد می‌کنم

1288
01:01:56.558 --> 01:01:58.958
‫حتماً این شاهکار رو بخونن به اسمِ

1289
01:01:59.111 --> 01:02:00.671
‫کتابِ میزها،

1290
01:02:00.838 --> 01:02:02.478
‫که توش به مدتِ دو سال و نیم،

1291
01:02:02.638 --> 01:02:06.958
‫تک‌تکِ تجربه‌های حیرت‌انگیزی
‫ که داشته رو یادداشت کرده.

1292
01:02:07.118 --> 01:02:09.358
‫همین کار باعث شد شاهکارِ افسانه قرن‌ها رو خلق کنه.

1293
01:02:09.518 --> 01:02:11.918
‫حالا اصلاً چرا رفت سراغِ احضار روح و میز بازی؟

1294
01:02:12.078 --> 01:02:13.918
‫صمیمی‌ترین دوستِ خانوادگیشون

1295
01:02:14.078 --> 01:02:15.878
‫اسمش دِلفین دو ژیراردن بود.

1296
01:02:16.038 --> 01:02:18.038
‫اون از دوستای نزدیکِ خانواده هوگو بود.

1297
01:02:18.198 --> 01:02:21.278
‫چهارم سپتامبر ۱۸۵۳ میرسه پیششون

1298
01:02:21.438 --> 01:02:22.398
‫و به هوگو میگه:

1299
01:02:22.558 --> 01:02:27.758
‫«به نظرت عجیب نیست
‫که من درست چهارم سپتامبر ۱۸۵۳ اومدم؟

1300
01:02:27.918 --> 01:02:31.071
‫دقیقاً توی دهمین سالگردِ درگذشتِ لئوپولدین؟»

1301
01:02:31.318 --> 01:02:33.398
‫اون خودش اصلاً غرقِ دنیای احضار روح بود.

1302
01:02:33.558 --> 01:02:36.198
‫بهش میگه: «می‌تونم کاری کنم با لئوپولدین ارتباط بگیری.»

1303
01:02:36.438 --> 01:02:38.598
‫اون تونست با لئوپولدین ارتباط بگیره،

1304
01:02:38.758 --> 01:02:40.318
‫اما ما هیچ‌وقت هیچی ازش نمی‌فهمیم.

1305
01:02:40.478 --> 01:02:41.758
‫چون هیچی نوشته نشده.

1306
01:02:41.918 --> 01:02:43.798
‫همه اینا جزو جلساتِ بزرگ بودن.

1307
01:02:43.958 --> 01:02:47.958
‫هیچ‌کس نمی‌دونه تو اون جلسه که
‫با دخترش داشت دقیقاً چی گذشت.

1308
01:02:48.118 --> 01:02:50.918
‫اولین جلسه این‌طوری شروع شد: «کی اونجاست؟»

1309
01:02:51.598 --> 01:02:54.158
‫میز جواب داد: «مولیر.»

1310
01:02:55.438 --> 01:02:57.958
‫برای مهمونِ اول اصلاً بد نیست!

1311
01:02:58.318 --> 01:03:01.918
‫تلویزیون نداشتن،
‫ولی به جاش مولیر یهو جلوشون ظاهر میشده!

1312
01:03:02.078 --> 01:03:05.438
‫هوگو می‌پرسه: «می‌خوای خودت حرف بزنی،

1313
01:03:05.598 --> 01:03:07.518
‫یا ما ازت سوال بپرسیم؟

1314
01:03:07.838 --> 01:03:11.118
‫اگه می‌خوای خودت حرف بزنی، یه ضربه بزن،

1315
01:03:11.278 --> 01:03:13.598
‫وگرنه دو تا ضربه.»

1316
01:03:14.158 --> 01:03:16.158
‫میز دو تا ضربه می‌زنه.

1317
01:03:16.998 --> 01:03:19.038
‫اینجا ویکتور هوگو دوباره رشته کلام رو دست میگیره:

1318
01:03:19.198 --> 01:03:23.078
‫«همون‌طور که خواستی،
‫منظوم و به شعر ازت سوال می‌پرسیم.

1319
01:03:23.398 --> 01:03:25.758
‫اوگوست واکری یه سوال برات نوشته.

1320
01:03:26.078 --> 01:03:29.478
‫لازمه سوال رو برات بخونیم

1321
01:03:29.638 --> 01:03:31.051
‫تا بهش جواب بدی؟»

1322
01:03:31.198 --> 01:03:34.678
‫میز مطلقاً هیچ تکونی نمی‌خوره.

1323
01:03:35.038 --> 01:03:37.078
‫چند دقیقه منتظر می‌مونیم.

1324
01:03:37.238 --> 01:03:40.038
‫میز کاملاً بی‌حرکت مونده.

1325
01:03:40.304 --> 01:03:41.758
‫اینجاش دیگه شاهکاره!

1326
01:03:41.918 --> 01:03:45.638
‫با خودمون میگیم یعنی سوالی که کردیم
‫ به قبای آقا برخورده؟

1327
01:03:48.158 --> 01:03:50.118
‫عجیب‌ترین جلسه‌شون رو براتون انتخاب کردم.

1328
01:03:50.278 --> 01:03:51.358
‫ویکتور هوگو می‌پرسه:

1329
01:03:51.518 --> 01:03:53.358
‫«کی اونجاست؟»

1330
01:03:53.518 --> 01:03:56.038
‫میز جواب میده: «لوپه.»

1331
01:03:56.998 --> 01:03:59.478
‫ دِ وگا؟ آره.

1332
01:03:59.638 --> 01:04:01.478
‫ پیشِ کی اومدی؟

1333
01:04:01.638 --> 01:04:02.998
‫ پیشِ تو.

1334
01:04:03.758 --> 01:04:06.598
‫ پیغامی برای من داری؟

1335
01:04:07.371 --> 01:04:08.891
‫ آره. بگو.

1336
01:04:09.718 --> 01:04:10.718
‫دوپ.

1337
01:04:11.718 --> 01:04:13.798
‫ ادامه بده. دید...

1338
01:04:14.998 --> 01:04:16.398
‫ ادامه بده.

1339
01:04:16.798 --> 01:04:18.318
‫ ب‌پ.

1340
01:04:19.198 --> 01:04:21.558
‫ داری میگی "ب‌پ"؟

1341
01:04:21.998 --> 01:04:23.078
‫ نه.

1342
01:04:24.038 --> 01:04:26.278
‫ داری میگی "دید"؟
‫ نه.

1343
01:04:26.918 --> 01:04:29.478
‫ داری میگی "لحن"؟
‫ نه.

1344
01:04:30.038 --> 01:04:32.238
‫ هیچ پیغامی برام نداری؟

1345
01:04:32.398 --> 01:04:33.158
‫ نه.

1346
01:04:33.318 --> 01:04:34.638
‫یکی از قشنگ‌ترین مکالمات!

1347
01:04:34.723 --> 01:04:36.643
‫آخریشم بگم چون خودم عاشقشم.

1348
01:04:36.809 --> 01:04:41.004
‫خب با روح‌ها همراهیم، آماده‌اید:

1349
01:04:41.128 --> 01:04:41.929
‫ آره.

1350
01:04:42.083 --> 01:04:43.129
‫حرف بزن!

1351
01:04:43.213 --> 01:04:44.400
‫نه!

1352
01:04:44.548 --> 01:04:46.683
‫ادامه بدید.

1353
01:04:46.766 --> 01:04:48.160
‫ادامه بدید...

1354
01:04:48.296 --> 01:04:49.563
‫ ب‌پ!

1355
01:04:49.816 --> 01:04:51.763
‫- داری میگی " ب‌پ " هستی؟
‫- نه.

1356
01:04:51.916 --> 01:04:54.043
‫- داری میگی "دید"؟
‫- نه.

1357
01:04:54.216 --> 01:04:56.096
‫- منظورت «لحن» بود؟
‫- نه.

1358
01:04:56.243 --> 01:04:58.523
‫- می‌خوای چیزی رو به گوشم برسونی؟
‫- نه.

1359
01:04:58.683 --> 01:05:01.003
‫- میشه اصلا بگی برای چی اینجا اومدی؟
‫- نه.

1360
01:05:01.163 --> 01:05:03.083
‫ تو لوپه د وگا هستی؟
‫نه.

1361
01:05:03.190 --> 01:05:07.183
‫اینم از شاهکارِ ویکتور هوگو!

1362
01:05:08.443 --> 01:05:09.323
‫ خب چی شد؟

1363
01:05:09.383 --> 01:05:11.169
‫ هیچ‌کس نیومد.

1364
01:05:13.712 --> 01:05:15.363
‫اصلاً دلم نمی‌خواد فردا برگردم.

1365
01:05:15.548 --> 01:05:17.603
‫«ژکس» خیلی خسته‌کننده‌ست. هیچی نداره. هیچ‌جا.

1366
01:05:17.712 --> 01:05:19.083
‫کل استانش بی‌خودِ بی‌خوده.

1367
01:05:19.268 --> 01:05:21.203
‫تهِ تهش فقط تمرینِ شنای منه.

1368
01:05:21.337 --> 01:05:23.023
‫ دوباره برمی‌گردی.

1369
01:05:25.583 --> 01:05:26.603
‫بیا.

1370
01:05:28.013 --> 01:05:30.283
‫- کادوئه؟
‫- کار من نیست، زوکینی داد.

1371
01:05:30.393 --> 01:05:32.883
‫اومد گذاشتش اینجا، آخه دیروز زود رفتی بالا.

1372
01:05:33.068 --> 01:05:35.096
‫ دستش درد نکنه.

1373
01:05:37.683 --> 01:05:38.963
‫یه کتابه.

1374
01:05:41.243 --> 01:05:42.603
‫بینوایان.

1375
01:05:42.763 --> 01:05:44.003
‫خونه داشتیمش.

1376
01:05:44.163 --> 01:05:45.803
‫ولی این دیگه مال خودمه.

1377
01:05:46.063 --> 01:05:48.529
‫ تو هم توی همین کتابی، اپونین.
‫کنار کوزت.

1378
01:05:48.675 --> 01:05:49.909
‫کوزتِ بیچاره.

1379
01:05:50.000 --> 01:05:52.043
‫ اِ، یه چیزی هم برام نوشته!

1380
01:05:54.483 --> 01:05:55.716
‫«اپونین عزیز.

1381
01:05:55.803 --> 01:05:57.123
‫آره، همه‌چی خواست خداست، آره.

1382
01:05:57.232 --> 01:06:00.923
‫تا یه نقطه مشخصِ همیشه شگفت‌انگیزِ بی‌بازگشت.

1383
01:06:01.083 --> 01:06:02.959
‫ارادت، زوکینی.»

1384
01:06:03.649 --> 01:06:05.123
‫قشنگ نوشته، نه؟

1385
01:06:07.253 --> 01:06:09.443
‫این قسمت «بی‌بازگشت»شو خیلی دوست دارم.

1386
01:06:11.782 --> 01:06:13.123
‫خب...

1387
01:06:13.283 --> 01:06:14.923
‫شاید بخونمش.

1388
01:06:15.348 --> 01:06:17.043
‫گفتم شاید ها!

1389
01:06:21.282 --> 01:06:23.723
‫ نه، ساعت نه!

1390
01:06:24.058 --> 01:06:24.729
‫ چی؟

1391
01:06:24.808 --> 01:06:25.861
‫ساعت نه.

1392
01:06:26.003 --> 01:06:27.443
‫نه، ساعت نباشه! اوه چرا، خودشه.

1393
01:06:27.883 --> 01:06:30.203
‫ساعته. بٍعضی وقتا...

1394
01:06:30.363 --> 01:06:31.523
‫واقعاً لازمه.

1395
01:06:31.683 --> 01:06:33.283
‫ داری با خودت حرف می‌زنی عشقم.

1396
01:06:33.442 --> 01:06:35.323
‫حواست باشه، داری پیر می‌شی!

1397
01:06:35.483 --> 01:06:37.483
‫ نه، این‌طوری نگو عزیزم.

1398
01:06:37.643 --> 01:06:40.043
‫ نه بابا، خوبیا! شوخی می‌کنم.

1399
01:06:40.303 --> 01:06:41.523
‫تازه داری اوج میگیری.

1400
01:06:41.658 --> 01:06:43.563
‫- داری رو به راه می‌شی.
‫- جدّاً؟

1401
01:06:44.883 --> 01:06:46.243
‫ساعت چنده؟

1402
01:06:46.427 --> 01:06:48.243
‫ ۵۵ دقیقه دیگه.

1403
01:06:48.277 --> 01:06:49.883
‫باید چمدونمو ببندم.

1404
01:06:49.993 --> 01:06:53.523
‫ این دیوونه‌بازی دیگه چی بود؟
‫هر دوتاتون دیوونه شدید؟

1405
01:06:53.843 --> 01:06:55.843
‫ایده کی بود؟ تو یا اون؟

1406
01:06:56.443 --> 01:06:57.443
‫ هردومون.

1407
01:06:57.563 --> 01:06:59.016
‫پیامک پشتِ پیامک...

1408
01:06:59.083 --> 01:07:00.603
‫ الان دیگه پیام‌بازی می‌کنی؟

1409
01:07:01.333 --> 01:07:02.483
‫ یه کم.

1410
01:07:02.643 --> 01:07:04.163
‫ولی با هم صحبت کردیم، می‌دونی.

1411
01:07:04.372 --> 01:07:07.443
‫یهو، در واقع ایده اون بود.

1412
01:07:07.953 --> 01:07:09.123
‫مطمئنی نمیای؟

1413
01:07:09.763 --> 01:07:11.523
‫خیالم راحت‌تر می‌شد عزیزم.

1414
01:07:11.733 --> 01:07:13.523
‫می‌دونی که، اون مشکلی نداره.

1415
01:07:14.133 --> 01:07:15.923
‫می‌تونی نظرت رو عوض کنی، جواهرم.

1416
01:07:19.058 --> 01:07:20.363
‫ جواهرم؟

1417
01:07:20.883 --> 01:07:22.269
‫ همین‌طوری از دهنم در رفت.

1418
01:07:22.336 --> 01:07:23.643
‫ خوشم اومد.

1419
01:07:25.403 --> 01:07:28.443
‫نه. برنامه دارم. میرم پیشِ ژاک اینا.

1420
01:07:28.603 --> 01:07:31.443
‫اگه من بیام، فکر می‌کنه ترسیدی.

1421
01:07:31.509 --> 01:07:32.736
‫ ترس از چی؟

1422
01:07:32.803 --> 01:07:35.963
‫ خب...
‫اینکه باهاش تنها بشی.

1423
01:07:36.123 --> 01:07:38.083
‫ترس از اینکه حوصله‌ت سر بره.
‫چه می‌دونم والا.

1424
01:07:40.603 --> 01:07:43.643
‫واقعاً نمی‌ترسی، در واقع،
‫که باهاش تنها بشی؟

1425
01:07:52.723 --> 01:07:56.323
‫ کوبایا شیمیوا.
‫ کوبایا شیمیوا.

1426
01:07:56.483 --> 01:07:57.343
‫ کوبایا!

1427
01:07:57.423 --> 01:07:58.763
‫ اکتاو می‌شناختی.

1428
01:07:58.916 --> 01:08:00.782
‫دوست‌پسرمه، ناراحت نمیشی اگه اونم بیاد؟

1429
01:08:01.236 --> 01:08:03.069
‫ اون گروه‌رو می‌شناسه؟

1430
01:08:03.283 --> 01:08:04.803
‫اکتاو بلیت داره؟

1431
01:08:05.803 --> 01:08:07.683
‫ از خودش بپرس بابا. همون‌جا وایساده.

1432
01:08:08.163 --> 01:08:11.163
‫ آره. من مجانی سفر می‌کنم.
‫بابام راه‌آهنیه.

1433
01:08:12.643 --> 01:08:14.323
‫ وگرنه یکم شبیه زیارت می‌شد.

1434
01:08:14.483 --> 01:08:16.322
‫یکمی عجیب‌غریب.

1435
01:08:18.243 --> 01:08:19.763
‫ خوش اومدی اکتاو.

1436
01:08:21.482 --> 01:08:24.026
‫- بریم.
‫- آره بزنید بریم.

1437
01:08:24.923 --> 01:08:26.243
‫بفرمایید اکتاو.

1438
01:08:45.723 --> 01:08:49.003
‫کارِ موسیقی براتون جذابه؟

1439
01:08:49.243 --> 01:08:51.522
‫ آره، خیلی دوست دارم.
‫برام جذابه.

1440
01:08:52.083 --> 01:08:54.563
‫البته شغلِ اصلیم نیست.

1441
01:08:54.723 --> 01:08:56.043
‫ازش درآمدی ندارم.

1442
01:08:56.203 --> 01:08:57.603
‫ فقط یه علاقه‌ست.

1443
01:08:58.763 --> 01:09:02.362
‫ آره. آره. ولی دوست دارم بشه شغلِ اصلیم.

1444
01:09:02.522 --> 01:09:04.883
‫ شغلِ واقعی و نون‌ِآب‌دارتون چیه پس؟

1445
01:09:05.362 --> 01:09:07.643
‫ توی یه رستوران گارسونم.
‫ که اینطور.

1446
01:09:59.083 --> 01:10:00.843
‫-  این خودشه؟
‫-  آره.

1447
01:10:02.643 --> 01:10:04.603
‫این یکی خیلی معروفه. نگاه کن.

1448
01:10:07.803 --> 01:10:09.423
‫بیا، بیا اینجا رو ببین.

1449
01:10:10.003 --> 01:10:13.243
‫این لئوپولدینه.
‫مهم‌ترین اتفاق زندگی هوگو.

1450
01:10:13.403 --> 01:10:17.322
‫همین دختری که تو ۱۹ سالگی
‫توی حادثه قایق‌رانی غرق شد.

1451
01:10:17.403 --> 01:10:19.723
‫توی این شعر فوق‌العاده‌ای
‫که بعدها نوشت،

1452
01:10:19.883 --> 01:10:23.123
‫میگه: «آه! لحظات اول انگار دیوونه شده بودم. افسوس!

1453
01:10:23.283 --> 01:10:25.483
‫و سه روز تمام تلخ گریستم.»

1454
01:10:25.643 --> 01:10:28.523
‫آخرش هم میگه: «برام مثل یه خواب بود.

1455
01:10:28.683 --> 01:10:30.483
‫می‌گفتم امکان نداره منو تنها گذاشته باشه.

1456
01:10:30.643 --> 01:10:33.163
‫انگار صدای خنده‌هاش رو از اتاق بغلی می‌شنیدم.

1457
01:10:33.323 --> 01:10:35.483
‫غیرممکن بود که مرده باشه.

1458
01:10:35.643 --> 01:10:38.963
‫فکر می‌کردم الان از این در میاد تو.

1459
01:10:40.403 --> 01:10:43.203
‫"اوه، چند بار که به خودم گفتم ساکت باش و بهش فکر نکن."

1460
01:10:43.363 --> 01:10:46.083
‫ببین، این صدای دستش روی کلیده.

1461
01:10:46.243 --> 01:10:48.803
‫صبر کن، داره میاد. بذار گوش بدم،

1462
01:10:48.963 --> 01:10:52.603
‫چون حتماً یه جایی توی همین خونٍه‌ست.»

1463
01:10:53.843 --> 01:10:56.723
‫ روی همین میز زوار در رفته
‫ افسانه قرن‌ها رو نوشته؟

1464
01:10:56.883 --> 01:10:59.509
‫ چیزی که تو بهش میگی میز زوار در رفته،

1465
01:10:59.600 --> 01:11:01.913
‫همین‌جا بوده که شاهکارهاش رو نوشته.

1466
01:11:02.003 --> 01:11:02.003
‫جاییه که شاهکارهاشو اونجا نوشته.

1467
01:11:02.163 --> 01:11:04.523
‫ایستاده می‌نوشت، رو به دریا.

1468
01:11:05.083 --> 01:11:06.483
‫- اینجا؟
‫- دقیقاً همین‌جا.

1469
01:11:06.643 --> 01:11:08.343
‫همین‌جاست، همون جایی که...

1470
01:11:08.523 --> 01:11:12.683
‫خانه اوت‌ویل گواهی نادری
‫از تعهد این شاعره

1471
01:11:12.827 --> 01:11:16.062
‫که علاوه بر نگارش
‫شاهکارهای بخش دوم زندگی‌اش در اینجا...

1472
01:11:16.243 --> 01:11:17.803
‫ اینجا اتاق سیگاره.

1473
01:11:17.963 --> 01:11:21.283
‫یه بوفه به سبک رمبو،
‫یا حتی فراتر از رمبو.

1474
01:11:21.443 --> 01:11:23.183
‫و اینجا، بیا ببین...

1475
01:11:23.283 --> 01:11:25.563
‫این باغ رو نگاه کن.

1476
01:11:25.723 --> 01:11:27.203
‫چه منظره‌ای...

1477
01:11:30.123 --> 01:11:31.549
‫ نگاه کن.

1478
01:11:32.643 --> 01:11:35.443
‫قیافه‌ش یکم بی‌تفاوت و بی‌حوصله‌ست،
‫ولی ذاتش خوبه، قسم می‌خورم.

1479
01:11:35.603 --> 01:11:37.403
‫به نظرت خوش‌تیپه یا زشت؟

1480
01:11:40.603 --> 01:11:43.403
‫ خاصه. خیلی خاصه. تو چی؟

1481
01:11:44.603 --> 01:11:46.243
‫ بستگی به روزش داره.

1482
01:11:46.403 --> 01:11:48.523
‫برای اون اصلاً راحت نخواهد بود.

1483
01:11:48.683 --> 01:11:51.483
‫نگاه کن، اینجا یه چیز فوق‌العاده هست.

1484
01:11:51.643 --> 01:11:53.483
‫این گالری بلوطه.

1485
01:11:53.643 --> 01:11:55.176
‫همه‌چیش از چوب بلوطه.

1486
01:11:55.283 --> 01:11:56.483
‫روی این تخت،

1487
01:11:56.643 --> 01:11:58.563
‫آرزو داشت روی همین تخت بمیره.

1488
01:11:58.723 --> 01:12:00.523
‫ولی خب، خیلی کم روش خوابید.

1489
01:12:00.589 --> 01:12:02.749
‫خیلی جذبش نکرد.

1490
01:12:09.776 --> 01:12:11.196
‫ نگاه کن.

1491
01:12:11.592 --> 01:12:13.006
‫آماده‌ای؟

1492
01:12:14.843 --> 01:12:16.803
‫* سلام، من آدل هوگو هستم.

1493
01:12:16.963 --> 01:12:18.763
‫همسر ویکتور هوگو.

1494
01:12:19.363 --> 01:12:21.643
‫بعضی‌ها ادعا می‌کنن من روباتم.

1495
01:12:21.803 --> 01:12:23.003
‫من که باور نمیکنم.

1496
01:12:23.163 --> 01:12:25.243
‫من اینجام تا درباره ویکتور هوگو بهتون کمک کنم

1497
01:12:25.403 --> 01:12:27.763
‫و همین‌طور این خانه که من بانوی اون هستم.

1498
01:12:28.563 --> 01:12:31.083
‫چطوره اول با هم آشنا بشیم؟

1499
01:12:31.203 --> 01:12:33.436
‫هر سوالی درباره‌ی من دارید بپرسید.

1500
01:12:33.563 --> 01:12:38.323
‫دکمه رو فشار بدید تا با زندگی من
‫و خانواده‌ام آشنا بشید.

1501
01:12:38.723 --> 01:12:40.363
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

1502
01:12:40.523 --> 01:12:42.203
‫ یالا، یه سوال بپرس.

1503
01:12:43.243 --> 01:12:45.563
‫ بپرسم کجا میزها رو می‌چرخوند؟

1504
01:12:45.723 --> 01:12:50.003
‫ اینجا احضار روح نمی‌کرد.
‫توی جزیره قبلی یعنی جِرزی بود.

1505
01:12:50.163 --> 01:12:51.683
‫اینجا دیگه بذار کنار.

1506
01:12:51.843 --> 01:12:53.563
‫یالا، یه سوال دیگه بپرس.

1507
01:12:54.483 --> 01:12:55.683
‫ نمی‌دونم چی بپرسم.

1508
01:12:55.843 --> 01:12:59.843
‫ ازش بپرس کجا شعر بوعز خفته
‫و افسانه قرن‌ها رو نوشت؟

1509
01:13:01.043 --> 01:13:05.483
‫ ویکتور هوگو توی کدوم اتاق
‫بوعز خفته و افسانه قرن‌ها رو نوشت؟

1510
01:13:07.723 --> 01:13:11.283
‫ شما می‌تونید در هر ساعتی غذا میل کنید.

1511
01:13:11.443 --> 01:13:13.043
‫ سوررئاله اصلاً!

1512
01:13:13.963 --> 01:13:16.323
‫- خیلی ربطی نداشت...
‫- یه سوال دیگه بپرس.

1513
01:13:22.203 --> 01:13:25.683
‫بابام بار اول مامانمو کجا بوسید؟

1514
01:13:26.763 --> 01:13:29.283
‫سوار قایق شدیم.

1515
01:13:29.443 --> 01:13:32.603
‫برای اینکه خونه ویکتور هوگو رو از دور ببینه.

1516
01:13:32.714 --> 01:13:34.723
‫و همون‌جا بوسیدمش.

1517
01:13:38.003 --> 01:13:39.003
‫ باشه.

1518
01:13:43.203 --> 01:13:45.003
‫پس چرا رفتی؟

1519
01:13:46.003 --> 01:13:49.283
‫فقط یه هوس زودگذر بود؟
‫

1520
01:13:51.483 --> 01:13:53.843
‫آخه مامانم خیلی فوق‌العاده بود، نه؟

1521
01:13:55.163 --> 01:13:57.003
‫مگه فوق‌العاده نبود؟

1522
01:13:57.163 --> 01:13:59.749
‫ چرا، چرا. یه رابطه ساده و سرسری نبود.

1523
01:13:59.963 --> 01:14:02.083
‫برعکس، خیلی مهم بود.

1524
01:14:02.243 --> 01:14:04.003
‫ولی من ترسیدم. همین.

1525
01:14:04.443 --> 01:14:06.843
‫چنان استرسی گرفتم که هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم.

1526
01:14:07.003 --> 01:14:10.163
‫دقیقاً چون می‌دونستم خیلی مهم و جدیه.

1527
01:14:10.323 --> 01:14:12.338
‫یه استرس... دیوانه‌وار.

1528
01:14:12.363 --> 01:14:14.262
‫استرسِ یه آدمِ ناتوان.

1529
01:14:15.243 --> 01:14:16.603
‫ استرس؟

1530
01:14:22.083 --> 01:14:24.443
‫می‌شنوید؟ استرس گرفته بوده.

1531
01:14:36.043 --> 01:14:38.483
‫ ببخشید. شما...

1532
01:14:40.700 --> 01:14:50.700
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1533
01:15:29.243 --> 01:15:30.683
‫صبح بخیر.

1534
01:15:33.683 --> 01:15:34.923
‫صبح بخیر.

1535
01:15:35.483 --> 01:15:36.603
‫ سلام آقا.

1536
01:15:37.003 --> 01:15:38.883
‫- فرانسوی حرف می‌زنید؟
‫- بله البته.

1537
01:15:39.043 --> 01:15:42.483
‫ دنبال دخترم می‌گردم.
‫یه دختر نسبتاً قدکوتاه.

1538
01:15:42.643 --> 01:15:44.083
‫با نامزدش. که قدبلنده.

1539
01:15:44.243 --> 01:15:45.723
‫ بله، رفتن.

1540
01:15:45.883 --> 01:15:46.843
‫ چه ساعتی؟

1541
01:15:47.003 --> 01:15:50.283
‫ امروز صبح زود بود. حدود ساعت ۷:۳۰.

1542
01:15:51.203 --> 01:15:52.363
‫کیف‌هاشونو پیش من گذاشتن.

1543
01:15:52.523 --> 01:15:55.603
‫ اگه کیف‌هاشونو گذاشتن،
‫یعنی هنوز توی جزیره‌ان.

1544
01:15:55.749 --> 01:15:57.549
‫- قطعاً.
‫- عالیه.

1545
01:15:57.723 --> 01:15:59.243
‫ درباره یه چیزی باهام صحبت کردن.

1546
01:15:59.403 --> 01:16:00.963
‫می‌خواستن برن...

1547
01:16:01.123 --> 01:16:03.603
‫موج‌سواری. یا قایق‌رانی.

1548
01:16:03.763 --> 01:16:06.043
‫ قایق‌رانی؟ آخه چه قایقی؟

1549
01:16:07.083 --> 01:16:08.403
‫ شاید کایاک؟

1550
01:16:08.883 --> 01:16:10.283
‫کایاک دریایی.

1551
01:16:10.443 --> 01:16:11.723
‫یا تخته بادبانی.

1552
01:16:11.883 --> 01:16:13.483
‫ آخه کدوم تخته بادبانی؟

1553
01:16:13.643 --> 01:16:15.683
‫ میشه از مدرسه قایق‌رانی کرایه‌شون کرد.

1554
01:16:16.043 --> 01:16:18.416
‫نگران نباشید، خطرناک نیست.

1555
01:16:18.763 --> 01:16:20.396
‫پاراگلایدر که نیست!

1556
01:16:25.316 --> 01:16:27.996
‫ <i>«سلام، این پیغام‌گیر لیزبت راکوله. می‌تونید پیام بگذارید.»</i>

1557
01:16:46.083 --> 01:16:47.563
‫کوچولو...

1558
01:16:48.246 --> 01:16:50.276
‫- دوست پسرش...
‫- آره.

1559
01:16:50.363 --> 01:16:52.963
‫امروز صبح، ولی دیگه باید برگشته باشن.

1560
01:16:53.123 --> 01:16:54.923
‫- چه ساعتی؟
‫- امروز صبح.

1561
01:16:55.083 --> 01:16:56.403
‫ و کجا؟

1562
01:16:56.563 --> 01:16:58.483
‫ تخته بادبانی کرایه کردن.

1563
01:16:58.602 --> 01:17:01.043
‫از غریق‌نجات‌ها بپرسید.

1564
01:17:04.083 --> 01:17:05.563
‫ همه‌چی درست میشه آقا.

1565
01:17:06.683 --> 01:17:08.403
‫ از این طرف.

1566
01:17:16.916 --> 01:17:18.070
‫بیایید بالا.

1567
01:17:18.163 --> 01:17:19.523
‫ خیلی ممنونم.

1568
01:17:19.683 --> 01:17:20.923
‫سلام آقا.

1569
01:17:21.443 --> 01:17:22.643
‫سلام.

1570
01:17:22.816 --> 01:17:24.803
‫- الان راه می‌افتیم؟
‫- باشه.

1571
01:17:51.276 --> 01:17:53.923
‫ آقا، ما می‌بریمتون اونجا،
‫چون می‌دونیم همه‌چی خوب پیش میره.

1572
01:17:54.083 --> 01:17:56.803
‫تخته‌ها روی آب شناور می‌مونن،
‫مخصوصاً این مدلش.

1573
01:17:57.403 --> 01:18:00.483
‫می‌دونید، تخته‌ها روی آب شناور می‌مونن.

1574
01:18:00.883 --> 01:18:04.083
‫می‌تونن روشون بمونن، روش دراز بکشن.

1575
01:18:04.243 --> 01:18:06.163
‫-  آه، بله. پس مشکلی نیست؟
‫-  آره.

1576
01:18:06.323 --> 01:18:08.723
‫می‌تونن شنا کنن، درسته؟

1577
01:18:08.869 --> 01:18:10.523
‫ نمی‌دونم.

1578
01:18:11.643 --> 01:18:14.243
‫نمی‌دونم اصلاً می‌تونن یا نه.

1579
01:18:14.563 --> 01:18:16.169
‫ همه‌چی روبه‌راهه.

1580
01:18:29.003 --> 01:18:31.203
‫ای بابا.

1581
01:18:32.843 --> 01:18:34.369
‫نگاه کنید.

1582
01:18:35.723 --> 01:18:37.956
‫یه تخته‌ی خالی اونجاست.

1583
01:19:16.643 --> 01:19:18.643
‫مستقیماً بریم جلو، باشه؟
‫ممنون.

1584
01:19:22.403 --> 01:19:24.363
‫یالا، کجایید پس؟

1585
01:19:28.563 --> 01:19:30.176
‫دیدمشون!

1586
01:19:30.523 --> 01:19:31.896
‫دقیقاً اونجا.

1587
01:19:31.963 --> 01:19:33.463
‫دارن تکون میخورن.

1588
01:19:33.659 --> 01:19:34.472
‫تکون میخورن.

1589
01:19:34.563 --> 01:19:36.203
‫ کجا؟
‫ همون‌جا.

1590
01:19:36.363 --> 01:19:37.883
‫درست جلوتونه.

1591
01:19:40.523 --> 01:19:43.523
‫کار درستی کردید اومدید سراغ ما.

1592
01:19:43.683 --> 01:19:46.163
‫حس ششم خیلی خوبی دارید.

1593
01:19:46.563 --> 01:19:49.003
‫شغلتون چیه؟

1594
01:19:49.163 --> 01:19:51.443
‫ بازیگرم... <i>بازیگر.</i>

1595
01:19:51.643 --> 01:19:53.203
‫ چه جور بازیگری؟

1596
01:19:53.455 --> 01:19:55.763
‫- شعر می‌خونم.
‫- شعر؟

1597
01:19:55.963 --> 01:19:58.283
‫ما خونه ویکتور هوگو رو توی این جزیره داریم.

1598
01:19:58.355 --> 01:19:59.075
‫بله.

1599
01:19:59.163 --> 01:20:02.923
‫- دوستش داری؟
‫-  دوسش دارم. هر دوتاشون رو دوست دارم.

1600
01:20:04.603 --> 01:20:05.763
‫دوستتون دارم!

1601
01:20:05.936 --> 01:20:07.363
‫ ما هم دوستت داریم.

1602
01:20:21.043 --> 01:20:23.723
‫ بیاید اینجا، نزدیک در بمونید.

1603
01:20:24.243 --> 01:20:27.616
‫اون از اون طرف میره میارتشون.
‫همه‌چی درست می‌شه.

1604
01:20:44.003 --> 01:20:46.283
‫شعری از هوگو بلدید؟

1605
01:20:46.443 --> 01:20:47.883
‫برامون یکیشو می‌خونید؟

1606
01:20:49.363 --> 01:20:51.483
‫حداقل اینو به ما بدهکارید.

1607
01:20:53.363 --> 01:20:56.643
‫ دخترم از بچگی عادت کرده بود

1608
01:20:56.923 --> 01:21:00.003
‫که هر روز صبح یه سری به اتاقم بزنه.

1609
01:21:00.403 --> 01:21:03.649
‫مثل پرتوی امیدی منتظرش می‌موندم.

1610
01:21:04.403 --> 01:21:05.923
‫می‌اومد داخل

1611
01:21:06.283 --> 01:21:07.883
‫و می‌گفت...

1612
01:01:10.763 --> 01:01:12.763
‫ سلام بابایی جونم.

1613
01:21:08.475 --> 01:21:10.961
‫سلام بابا کوچولویِ خودم...

1614
01:21:24.203 --> 01:21:26.163
‫قلممو برمی‌داشت، کتابامو باز می‌کرد،

1615
01:21:26.323 --> 01:21:29.843
‫روی تختم می‌نشست، کاغذامو به هم می‌ریخت و می‌خندید.

1616
01:21:30.003 --> 01:21:32.563
‫بعد یهو مثل یه پرنده که پر می‌کشه می‌رفت.

1617
01:21:32.723 --> 01:21:36.443
‫اونوقت من با خیالی آسوده‌تر،
‫کار نیمه‌کاره‌مو از سر می‌گرفتم.

1618
01:21:36.603 --> 01:21:38.603
‫و همون‌طور که می‌نوشتم، لابه‌لای دست‌نوشته‌هام،

1619
01:21:38.763 --> 01:21:42.483
‫چشمم به نقاشی‌های عجیب‌وغریبی می‌افتاد که کشیده بود،

1620
01:21:42.643 --> 01:21:44.923
‫و کلی صفحه سفید که تو دستاش مچاله شده بودن،

1621
01:21:45.083 --> 01:21:46.283
‫که نمی‌دونم چطوری

1622
01:21:46.443 --> 01:21:48.436
‫قشنگ‌ترین شعرام از همونا درمی‌اومد.

1623
01:21:48.763 --> 01:21:52.243
‫خدا رو دوست داشت، گل‌ها، ستاره‌ها، چمنزارای سبز رو...

1624
01:21:52.403 --> 01:21:54.763
‫و پیش از اینکه یه زن باشه، یه فرشته بود.

1625
01:21:54.923 --> 01:21:57.283
‫نگاهش پاکیِ روحش رو بازتاب می‌داد.

1626
01:21:57.923 --> 01:22:00.403
‫همیشه و تو هر کاری با من مشورت می‌کرد.

1627
01:22:00.803 --> 01:22:02.883
‫چه شب‌های زمستونیِ درخشان و دلنشینی

1628
01:22:03.043 --> 01:22:05.843
‫که به بحث درباره زبان و تاریخ و دستور زبان گذشت،

1629
01:22:06.003 --> 01:22:08.123
‫با چهار تا بچه‌م روی زانوهام،

1630
01:22:08.283 --> 01:22:10.056
‫مادرشون، همین نزدیکیا،

1631
01:22:10.243 --> 01:22:12.903
‫و چند تا دوست که دورِ شومینه گپ میزدن.

1632
01:22:13.403 --> 01:22:16.283
‫من به این زندگی می‌گفتم: خرسند به اندک.

1633
01:22:16.503 --> 01:22:19.356
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1634
01:22:19.556 --> 01:22:22.696
‫فیلمی از:
‫پاسکال بونیتزر

1635
01:22:23.804 --> 01:22:27.764
‫سناریو، اقتباس و دیالوگ:
‫سوفی فیلیِر

1636
01:22:28.698 --> 01:22:32.311
‫[ فابریس لوکینی ]

1637
01:22:33.638 --> 01:22:37.158
‫با همراهی دوستانه:
‫کیارا ماستوریانی

1638
01:22:38.371 --> 01:22:43.358
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال